لباس خونین امام
پیامبران و امامزادگان ایران
'تقي رضايار' روز دوشنبه در آيين توديع و معارفه مديركل اوقاف و امور خيريه چهارمحال وبختياري در سالن همايش هاي'شهيدجعفرزاده'شهركرد اظهار داشت:اگر حقوق موقوفات كشور به بهره وري مناسب برسد،محرومان نيازي به حمايت ديگر نهادهاي حمايتي ندارند.
وي با اشاره به تاكيدات مقام معظم رهبري دائر بر لزوم تبديل بقاع متبركه به قطب فرهنگي افزود: برنامه ريزي تبديل 127 هزار موقوفه و يك ميليون و يكصد هزار رقبه در كشور به قطب فرهنگي در حال برنامه ريزي و اجراست.
قائم مقام سازمان اوقاف و امور خيريه كشور تاكيدكرد:با تدوين سند راهبردي سازمان اوقاف و امور خيريه،بخش هاي مديريتي سازمان از قبيل موقوفات و بقاع موظف به برنامه ريزي هستند و تمام درآمدهاي بقاع و موقوفات مطابق با سند برنامه مصوب هزينه مي گردد.
وي گفت: ساماندهي و توسعه فضاي فيزيكي امامزاده هاي كشور از برنامه هاي در دست اجراي اين سازمان است.
رضايار گفت:وجود مقبره 10 هزار و 500 امامزاده و 33 پيامبر در كشور ،ايران را به قطب امامزادگان در جهان تبديل كرده است.
اين مسئول تصريح كرد: امامزادگان و پيامبران ،در هشت هزار بارگاه مدفون هستند.
در اين آيين حجت الاسلام'محمد طباطبايي' به عنوان مديركل اوقاف و امور خيريه چهارمحال و بختياري منصوب و معرفي شد.
حرم امام رضا در ویکی پدیا
بعد از این اتفاق آن محل به نام مشهد الرضا (محل شهادت رضا) نامیده شد. شیعیان شروع به زیارت و بازدید از مدفن او کردند. اواخر قرن نهم بر روی مدفن او گنبد ساختند و حرم او را گسترش دادند.[۳]
دعبل خزاعی مجاورت قبرهای علی بن موسی (رضا) و هارون الرشید را در یکی از شعرهای خود توصیفکردهاست. دو بیت از آن شعر بر روی کاشیکاری دیوار در قسمت بالای سر ضریح نوشتهشده که متن آن چنین است:
| « |
|
» |
ترجمه:
| در طوس دو قبر قراردارد، یکی بهترین مردم | و قبر بدترین آنان؛ این است از عبرتهای روزگار | |
| نه ناپاک از نزدیکی به فرد پاک سودی میبرد و نه | شخص پاک از نزیکی به شخص ناپاک ضرری |
پیشینه بنا [ویرایش]
دوره سلجوقی [ویرایش]
نخستین گنبد حرم امام رضا، به فرمان سلطان سنجر سلجوقی و به کوشش وزیر وی، شرف الدین قمی ساخته شد. جنس آن گنبد از کاشی بود. گنبد آغازین همان است که امروزه از داخل حرم دیده میشود و سطح مقعّر و مقرنسهای آینه کاری شدهٔ آن پیداست.
حمله مغول [ویرایش]
به گزارش ابن ابی الحدید در شرح نهجالبلاغه٬ در سال ۶۱۸ ه. ق مغولها به طوس حمله کردند و این شهر را غارت کرده و مردم را به قتل رساندند. سپس وارد مشهدالرضا شدند و آنجا را هم خراب کردند. مؤلف تاریخ آستان قدس رضوی از قول ابن ابی الحدید مینویسد با وجودی که مغولها مردم مشهد را به قتل رسانیدند، بارگاه رضوی را حداقل تخریب نکردند و احتمالاً به غارت اموال و اثاثیه آن اکتفا کردند. هرچند بعضی منابع از خرابی بارگاه رضوی به دست مغولها سخن گفتهاند.
همچنین عطاملک جوینی مؤلف جهانگشا از خرابی حرم به دست مغولها چیزی نگفته است. منظومه فضل بن روزبهان خنجی در مهمان نامه بخارا که حمله مغولها را به طوس و مشهد نگاشته، بیان میکند که این حرم را خراب نکردهاند، زیرا کتیبههای سال ۶۱۲ ه. ق که قبل از این حمله بوده هنوز برجاست.
در دوره حکومت ایلخانیان فرسودگیها و احیانا خرابیها و خسارات وارد شده به حرم بازسازی شد.[۴]
دوره تیموریان [ویرایش]
در دوران تیموری به دنبال کوششهای شاهرخ تیموری در آبادانی مشهد در سده نهم هجری، به همت همسر وی گوهرشادآغا نخستین مسجد جامع شهر مشهد با نام وی در سمت قبلهٔ حرم که صحن جنوبی را تشکیل میدهد به اتمام رسید. بعدها صحن تیموری (عتیق) و اساس ایوانی که امروزه طلایی است توسط امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا به وجود آمد.[۵]
دوره صفوی [ویرایش]
در دوره صفوی بر عظمت و شکوه حرم افزودند و مناره نزدیک گنبد که در دوره غزنویان به دستور ابن معتز حاکم نیشابور برپا شده بود به امر شاه تهماسب بازسازی و طلاکاری شد و در سال ۹۳۲ ه. ق خشتهای نفیس کاشی روی گنبد را به خشتهای طلا تبدیل کردند.
در سال ۹۹۷ ه. ق یعنی دومین سال سلطنت شاه عباس اول شهر مشهد در محاصره عبدالله خان ازبک قرار گرفت، چون به سوی او تیری شلیک شد غضب کرد و دستور به قتل عام مردم مشهد داد به طوری که در صحن حرم خون جاری شد.
سال بعد عبدالمؤمن خان ازبک با لشکرش به مشهد حمله کرد. جمعی از مردم مشهد و به ویژه سادات، علما، خدام و مدرسان آستان قدس رضوی به حرم امامرضا پناهنده شدند. در حالی که ایشان به دعا مشغول بودند، عبدالمؤمن خان و دین محمد سلطان به اتفاق عدهای از جنجگویان خود وارد صحن شده و پناهندگان را قتل عام کردند. چنان خشمگین بودند که شعله خشم و غضب آنها جز به ریختن خون سادات، صلحا و علما خاموش نمیشد. آنان زایران را از داخل حرم بیرون میکشیدند و با کمال قساوت میکشتند. چنان که میر محمد حسین مشهور به «میربالای سر» که از سادات متقی مشهد بود و پیوسته در بالای سر امام رضا به تلاوت قرآن مشغول بود را دو نفر از ازبکان در کنار ضریح با شمشیر پاره پاره کردند. زنان و کودکان در مسجد گوهرشاد جمع شده بودند و در آنجا ناظر قتلعام وحشیانه نزدیکان و خویشان خود بودند. سرانجام عبدالمؤمن دستور داد، قندیلهای مرصع طلا و نقره و شمعدانها و همچنین میل طلای بالای گنبد و بسیاری از ظرفها و فرشها و کتابهای کتابخانه را به غارت برده و زنان و کودکان را به اسیری به ماوراءالنهر بفرستند. بعدها عبدالمؤمن خان به سختترین شکل به دست افراد خود کشته شد.
در دوران شاه تهماسب صفوی، پس از جمع آوری خشتهای کاشی، گنبدی با روکش طلا بر فراز گنبد پیشین بنا شد. این همان گنبدی است که امروزه در نمای بیرونی وجود دارد.
در سال ۱۰۰۹ ه.ق که شاه عباس صفوی از پایتخت آن روز، اصفهان، پیاده به مشهد رفت، مدتی در مشهد ماند و دستور داد که گنبد حرم امام رضا، بار دیگر با خشتهایی از مس و روکش طلایی پوشیده شود و این کار به دست کمالالدین محمود یزدی انجام شد. بر پایه آن چه در کتیبه گنبد دیده میشود، این کار در سال ۱۰۱۰ ه.ق آغاز شده و در سال ۱۱۱۶ ه.ق به پایان رسیدهاست. متن کتیبه گنبد که اثر خوشنویس ایرانی علیرضا عباسی است، و با حروف طلایی بر زمینه فیروزهای به خط ثلث نوشته شده، چنین است:
| « | بسم الله الرحمن الرحیم من عظائم توفیقات الله سبحانه ان وفق السلطان الاعظم مولی ملوک العرب و العجم صاحب النسب الطاهر النبوی و الحسب الباهر العلوی تراب اقدام خدام هذه الروضة المنورة الملکوتیة مروّج آثار اجداده المعصومین السلطان ابن السلطان ابوالمظفر شاه عباس الموسوی الصفوی بهادرخان. فاستسعد بالمجیء ماشیاّ علی قدمیه من دارالسلطنة اصفهان الی زیارة هذا الحرم الاشرف و قد تشرّف بزینة هذه القبة من خلّص ماله فی سنة الف و عشر و تمّ فی سنة الف و ستةعشر. | » |
همچنین به فرمان شاه عباس اقدامات و تحولات دیگری نیز در قلمرو حرم صورت گرفت ازجمله توسعه صحن عتیق، احداث ایوان شمالی و اطاقها، غرفهها، سردرها، و ایوانهای شرقی و غربی آن ایجاد رواق توحیدخانه و نیز گنبد الله وردیخان. از آنجایی که شاه عباس به آستانه امام رضا توجه ویژه داشت، دستور داد تا هر کس به زیارت آن جا رفته باشد میتواند عنوان «مشهدی» را مانند حاجی و کربلایی بر نام خود بیفزاید و این لقب از آن زمان رواج یافت.[۶]
در سال ۱۰۸۴ ه.ق و در زمان شاه سلیمان صفوی، در پی زمین لرزهای، گنبد حرم امام رضا هم آسیب دید و شماری از خشتهای طلایی آن از جا کنده شد. وی دستور داد تا گنبد بازسازی شود و کتیبهای بر آن افزوده گردد که این رخداد را حکایت نماید. این کتیبه اکنون به صورت چهار ترنج در اطراف گنبد دیده میشود.
| « | من میامن منن الله سبحانه الذی زین السماء بزینة الکواکب و رصع هذه القباب العلی بدرر الدراری الثواقب ان استسعد السلطان الاعدل الاعظم و الخاقان الاکرم الافخم اشرف ملوک الارض حسبا و نسبا و اکرمهم خلقا و ادبا مروج مذهب اجداده الائمة المعصومین و محیی مراسم آبائه الطیبین الطاهرین السلطان بن السلطان شاه سلیمان الصفوی الموسوی بهادرخان بتذهیب هذه القبة العرشیة الملکوتیة و تزیینها و تشرّف بتجدیدها و تحسینها اذا تطرق الیه الانکسار و سقطت لبناتها الذهبیة التی کانت تشرق کالشمس فی رابعة النهار بسبب حدوث الزلزلة العظیمة فی هذه البلدة الکریمة فی سنة اربع و ثمانین و الف و کان هذه التجدید الجدید فی سنة ثمانین و الف. کتبه محمدرضا امامی. | » |
دوره نادری [ویرایش]
ایوان صحن تیموری که در دوره سلطان حسین بایقرا ساخته و توسط شاه عباس اول توسعه یافته بود بهفرمان نادرشاه مطلا گردید.[۷]
دوره پهلوی [ویرایش]
در زمان محمدرضا پهلوی طرح توسعه حرم امامرضا با نظارت عبدالعظیم ولیان استاندار استان خراسان (بزرگ) و نایبالتولیه آستان قدس رضوی به انجام رسید. در سال ۱۳۵۳ خورشیدی خشتهای طلایی گنبد که شفافیّت خود را از دست داده بود، برداشتند و آن را پس از رنگآمیزی مجدّد با آب طلا، در جای خود قرار دادند.
دوره جمهوری اسلامی [ویرایش]
در دوره پس از انقلاب اسلامی در ایران طرح توسعه حرم امام رضا با جدیت دنبال شد و این مجموعه شاهد گسترش فوقالعادهای بود.
افراد صاحب نام که در این حرم بهخاک سپرده شدهاند [ویرایش]
گذشته [ویرایش]
- هارون الرشید (خلیفه عباسی)
- شیخ طبرسی (از فقهای شیعه قرن ۶ هجری)
- شیخ بهایی (دانشمند عصر صفوی)
- حر عاملی (از فقهای شیعه قرن ۱۱ هجری)
معاصر [ویرایش]
- ادیب نیشابوری (شاعر)
- محمدتقی ادیب نیشابوری (شاعر)
- سید عبدالکریم هاشمینژاد ( مجتهد و مبارز انقلاب اسلامی ایران )
- سید محمدهادی میلانی ( مرجع تقلید شیعیان )
- محمدتقی آملی ( فقیه شیعه )
- سید احمد خسروشاهی ( فقیه شیعه )
- شیخ جعفر مجتهدی ( عارف شیعه )
- مجتبی قزوینی خراسانی ( مجتهد شیعه )
شهادت پیام آور کربلا تسلیت
آرامگاه حضرت زینب
قریهای که در آن قبر حضرت زینب قرار دارد، در گذشته به راویه و اکنون به زینبیه مشهور است. در حال حاضر این قریه به شهر متصل و در هفت کیلومتری شرق دمشق قدیم به طرف فرودگاه واقع میباشد.
در خیابان اصلی این شهرک از دور، گنبد و ماذنههای قبر ایشان دیده میشود. گنبد ساختمان طلائی است و در سمت شرقی و غربی آن دو مناره کاشی کاری شده قرار دارد.
در مدخل در غربی قبر حضرت زینب و سمت راست آن داخل اتاق کوچکی سه مقبره دیگر وجود دارد که یکی از آنها قبر حسین یوسف مکی عاملی متوفی ۱۳۹۷ و دیگری محسن الامین عاملی، صاحب تالیف معروف اعیان الشیعه و سومین آنها نیز دختر میرزا تقی بهبهانی میباشد.
فضای قبر حضرت زینب و صحن آن بصورت مربع مستطیل میباشد که شبستان و گنبد و حرم در وسط آن قرار گرفته و دارای چهار در ورودی میباشد سقف شبستان و مقبره از سه قسمت تشکیل شده که به صورت پلهای بر روی هم قرار دارند و گنبد نیز در وسط آن قرار یافتهاست. بر روی این گنبد جملاتی از قرآن نوشته شده و طلاکاری آن در سالهای اخیر به وسیله ایران انجام شدهاست.
در سمت شرق مجموعه، مصلای زینبیه به همت فهری زنجانی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در سوریه ساخته شده و مراسم نماز جماعت، دعای کمیل و نماز جمعه در آن برقرار میگردد. این شبستان بسیار بزرگ میباشد. مساحت کل مجموعه حدود ده هزار متر مربع است. در مقبره جمعا ۱۱۴ اتاق وجود دارد که ۶۴ اتاق آن در صحن بزرگ و بقیه در صحن دوم و حسینیههای اطراف است.
مقبره حضرت زینب در وسط حرم با ضریحی نقرهای و اطراف آن هشت ستون کاشی کاری شده که گنبد بر آن استوار شده وجود دارد. دیوارهای مقبره تا نصف آن سنگ سفید و بقیه آئینه کاری بوده و نمونهای از هنر و معماری ایرانی اسلامی است. بنای داخل و خارج ساختمان و همچنین منارهها و گنبد از حدود بیست سال پیش است ولی توسعههای اطراف صحن و تزئینات آنها همگی از سوی جمهوری اسلامی انجام شدهاست.
جدید ترین معجزه
خبرگزاري فارس: آيتالله سيد محمد باقر فالي گفت: پيكر آيتالله آقا سيد محمد كاظم قزويني به همراه كتاب روي سينهاش «فاطمة الزهراء من المهد الي اللحد؛ فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت» پس از 17 سال، سالم از قبر خارج شد.

آيتالله سيد محمد باقر فالي امروز در گفتوگو با خبرنگار فارس در خرمشهر اظهار داشت: مرحوم آيت الله آقا سيد محمد كاظم قزويني از منبريها و نويسندگان مهم حوزه علميه كربلاي معلي بودند. ايشان فرزند مرحوم آيتالله العظمي آقا سيد ابراهيم قزويني هستند كه در سن كودكي پدرشان را از دست داده و يتيم شده و در دامان مرحوم عمويشان آيت الله سيد صادق قزويني ـ پدر آيت آلله سيد مرتضي قزويني كه هم اكنون امام جماعت حرم امام حسين (ع) هستند ـ پرورش يافتند.
وي خاطرنشان كرد: آن مرحوم در كنار خدمت به منبر اهل بيت (ع)، كتابهاي متعددي تاليف كردهاند كه از جمله آن " الامام علي من المهد الي اللحد "، "فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد "، "الامام جواد من المهد الي اللحد "، "الامام هادي من المهد الي اللحد "، "الامام العسكري من المهد الي اللحد "و همچنين "الامام المهدي من المهد الي الظهور " است.
آيت الله فالي در ادامه با يادآوري اينكه "اين عالم رباني با توجه به دست و پنجه نرم كردن با بيماري سرطان حنجره، 17 سال پيش در شهر مقدس قم دار فاني را وداع گفتند تصريح كرد: هفده سال پيش پس از تشييع عظيم و پرشور، پيكر پاك و مطهر آيت الله سيد محمدكاظم قزويني در حسينيه كربلاييهاي مقيم قم در محراب حسينيه دقيقاً زير منبري كه سالهاي سال عرض ارادت به اهل بيت ميكردند به خاك سپرده شد.
وي ادامه داد: روي سينه آن مرحوم كتاب «فاطمه الزهرا من المهد الي اللحد؛ فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت»را قرار داده بودند. اين كتاب به زبانهاي مختلفي از جمله زبان فارسي ترجمه شده است. هم اكنون پس از 17 سال در پي توسعه حرم حضرت فاطمه معصومه (س) از خانواده ايشان ميخواهند كه حسينيه مذكور با توجه به همجواري با حرم مطهر تخريب شود، قبر ايشان نبش شد و مشاهده شد بدنشان تازه، كفن دست نخورده و سالم و كتاب فاطمه زهرا(س) از ولادت تا شهادت كماكان بر روي سينه مبارك شان قرار دارد.
به گفته اين خطيب توانا و برجسته منبر اهل بيت (ع)، هم اكنون پيكر نوراني آيت الله آقا سيد محمد كاظم قزويني موقتاً در يكي از سردخانه هاي شهر مقدس قم است تا انشا ءالله ترتيبات لازم براي انتقال آن به كربلاي معلي فراهم گردد و در كنار حرم حضرت آقا امام حسين (ع) آرام گيرد.
مرحوم آيت اللّه سيد محمّد كاظم قزويني به سال 1348ه.ق در شهر مقدّس كربلا در خانواده علم و تقوا چشم به جهان گشود. نسب اين مرد بزرگ به حضرت امام موسي بن جعفرعليه السلام ميرسد. وي با وجود آن كه در آغاز جواني از نعمت والدين محروم شدند، با اين همه در راه كسب علم و كمال از پاي ننشست، پس از تكميل سطح در حوزه علميه كربلا سالها در دروس خارج فقه و اصول علماي بزرگ آن سامان شركت كرد، آنگاه از راه تأليف و خطابه و منبر و تدريس فقه و اصول و تفسير مشغول خدمت شد.
ديري نگذشت كه به واسطه امر به معروف و نهي از منكر و موضعگيريهاي شجاعانه وي در برابر حاكمان مستبدّ عراق، تحت تعقيب قرار گرفت و بارها به زندان افتاد و متحمل سختترين زحمات و شكنجهها شد، حتي آخرين بار به اعدام محكوم شد كه به دنبال آن پس از ماهها زندگي مخفي از عراق خارج شد و بعد از مسافرت به چند كشور اسلامي در نهايت به ايران آمد، و بعد از عمري تلاش و جهاد و فداكاري و انجام خدمات علمي و ديني در روز سيزدهم جمادي الثاني سال 1415ه’.ق در شهر مقدس قم به ديار باقي شتافت.
قبور پیامبران خدا
حضرت ابراهیم خلیل الله

حضرت یوشع (ع) اولین پیغمبر بعد از حضرت آدم در اردن
هابیل در سوریه

حضرت لوط در عراق

حضرت داوود (ع) در فلسطین اشغالی

حضرت موسی (ع) در فلسطین اشغالی

حضرت شعیب (ع)

حضرت زکریا (ع)

حضرت یحیی(ع)

آمنه اطراف مکه

حلیمه در مدینه

بلال حبشی در دمشق

قبر حضرت خدیجه در مکه

قبر ابوطالب عموی حضرت محمد (ص) در مکه

حضرت صالح(ع)

حوا در جده

حضرت هارون
دررود شهر امامزاده عین علی و زین علی
معرفی کوتاه شهردررود
دررود شهری است در 6 کیلومتری شرق شهر قدمگاه مرکز شهرستان زبرخان در استان خراسان رضوی واقع شدهاست. درود در دامنه جنوبی رشتهکوههای بینالود قرار گرفتهاست که این رشته کوه حائل این شهر با شهرستان طرقبه شاندیز و مشهد میباشد.
وجه نامگذاری
وجه تسمیه این شهر « ده رود » بوده که شاید به علت جاری بودن چشمه سارهای متعدد که از دامنه جبال بینالود به طرف این شهر سرازیر شده به آن نسبت داده شده است و نیز به معنی محلی است که در داخل یا کنار و یا فراخنای رودخانه قرار گرفته است.
املای درست نام این شهر (دررود) است که اغلب به اشتباه درّود و با گذاشتن تشدید روی حرف (ر) نگاشته می شود و خیلی ها ان را با نام دورود که نام شهری در استان لرستان است اشتباه می گیرند البته نام شهر دورود را هم خیلی ها اشتباهی دُرود می نویسند که بایاید مد نظر مردم و مسولین هر دو شهر باشد- دررود و دورود نه درود.

عکس ماهواره ایی شهر دررود از سایت گوگل ارث به تاریخ اول مرداد ۱۳۸۸ استخراج محمد تاجیک
جمعیت
شهر دررود در سال 1344 به شهر تبدیل شده است. در سال 1355 حدود 5779 نفر جمعیت داشته است . این جمعیت در سال 1365 به 6473 نفر افزایش یافته و در سال 1375 جمعیت آن به 6029 نفر کاهش یافته است. در سرشماری رسمی مرکز امار ایران در سال 1385 جمعیت شهر دررود با ادامه پدیده مهاجرت و کاهش جمعیت برابر با 4979 نفر بوده است. جمعیت این سال در قالب 1431 خانوار و شامل 2331 نفر مرد و 2648 نفر زن بوده است. از کل جمعیت این شهر 3530 نفر زن و مرد باسواد و 1012 نفر زن و مرد بیسواد بوده اند.
توان های شهری
در روزهای تعطیل دررود پذیرای مسافران و خانوادههایی از شهرهای بزرگ همجوار (مشهد و نیشابور) است که برای گذران وقت در دامن طبیعت به این منطقه خوش آب و هوا پناه آوردهاند.
آب و هوای دررود تابع آب و هوای عمومی منطقه بینالود میباشد. تابستانها متعادل و زمستانها سرد و مرطوب میباشد. میزان بارش باران و برف به مقدار قابل توجهی بیشتر از نیشابور و مشهد و حدود 350 میلیمترمیباشد. به غیر از منطقهای که رود دررود از آن میگذرد و نیز مناطق زیر کشت دررود عموماً پوشش گیاهی کمی دارد.
محصولات عمده این شهر (بیشتر مصرف داخلی) عبارتاند از: سیب و انگور ،آلو سیاه و گردو و بادام ، آلبالو و گیلاس، گندم و جو، زرشک و ریواس و غیره.
مناطق مختلف درود عبارتاند از: شهر (شامل بالاده و میانده و پایینده)، مهمانسرا، نرم پا (محل عبور رودخانه درود)، استمن، سماق زار ، حوض شیطان، قدرتآباد، جعفرآباد و غیره.
شغل بیشتر مردم درود قالی بافی و کشاورزی و دامداری است. در سالهای اخیر مهاجرت بی رویه جوانان دررود به شهر مشهد رونق کشاورزی دررود را کم کردهاست.
دانشگاه پیام نور واحد دررود نیز از سال 1385 شروع به کار کرده که در رشد و توسعه آینده این شهر قدیمی می تواند نقش آفرین باشد.
گردشگـری
از جاذبه های گردشگری درود می توان به آبشار زیبای آن ، مهمانسرای دررود ، رودخانه دررود و جاده کوهستانی دررود – جاغرق و منطقه سرسبز و مصفای همت آباد و سد خاکی آن اشاره کرد. ارتفاعات نرم پا نیز در فصل بهار پوشیده از ریواس است و زیبایی خاصی دارد.
کوه سماقزار دررود پوشیده از درختچه های سماق است که بصورت طبیعی روییدهاند. این کوه همیشه سرسبز میباشد.
در نظرر گرفتن بزرگراه ولایت که نیشابور به مشهد را از طریق شهر دررود به هم متصل می کند و فاصله این دو شهر را از 115 کیلومتر فعلی به 60 کیلومتر کاهش می دهد می تواند نقش مهمی در رونق تجاری و اقتصادی و گردشگری شهر دررود داشته باشد. این شهر در حال حاضر حالت بن بست ارتباطی دارد و یک راه آسفالته درجه دو به طول 6 کیلومتر آن را به شهر قدمگاه متصل می کند . همچنین راه آسفالته درجه دوی دیگر ی هم شهر دررود را به جاده قدیم نیشابور- مشهد (تقاطع روستاهای حاجی آباد و کاریزنو) متصل میکند.
تاریخچه
اگر چه گذشته تاریخی دررود به درستی روشن نیست ، ولی آثار و بقایای موجود از قبیل رباطها ، امامزاده ها ی سنگی گذشته های مربوط به 1000 سال قبل ، درختان چنار کهن سال با سن حدود 700 سال بقایای محله پرجمعیتی بنام خانقاه ، همه نشان از قدمت تاریخی این شهر ییلاقی و زیبای کوهستان دارد.
سایت پرواز پاراگلایدر
در سالهای اخیر یک سایت پرواز پاراگلایدر در شهر دررود احداث گردیده که شامل جاده اختصاصی دسترسی به محلهای تیک آف است که به سایتهای ۳۵۰ متر ،۹۵۰ متر و ۱۰۵۰ دسترسی دارد که در نوع خود یک سایت مسابقاتی محسوب شده و کم نظیر است.
در سال۱۳۷۸ اولین مسابقات پاراگلایدر قهرمانی ایران در این سایت برگزار شد همچنین در پاییز ۱۳۸۷ اولین فستیوال پرواز پاراگلایدر در درود برگزار شد(به احتمام باشگاه پاراگلایدر آیریان) .
پروازي دررود در سال ۷۸ احداث و در مرحله اوليه حدود ۵۰۰ ميليون ريال براي احداث جاده مواصلاتي به قله هزينه شد. از سال ۷۸ تا سال جاري ۴ بار اين جاده اصلاح شده و طي ۱۱ سال عمر اين سايت پروازي، ۴ برنامه مسابقاتي و جشنواره برگزار شده است و به طور متوسط هر جمعه ۱۰۰ سورت پرواز در سايت دررود انجام مي شود و آخر هفته ها گردشگران شاهد پروازهاي تمريني در اين محل هستند و همين امر جاذبه گردشگري شهر دررود را تقويت مي کند و علاقه مندان پرواز را به خود مي خواند.
پروازي دررود به دليل دارا بودن جاده اختصاصي تا نوک قله و دارا بودن چند نقطه «تيک آف» از جمله ۳۵۰،۵۰۰ و۹۰۰ متر، در شرايط مطلوب است و تمام خلبانان تمريني و مسابقه اي مي توانند از آن استفاده کنند. با برنامه اي از پيش طراحي شده و پيرو برگزاري خوب جشنواره کشوري در آبان ماه سال ۸۸ که حدود ۱۰۰ نفر ميهمان از سراسر ايران را به خود جذب کرد و توسط فرمانداري نيشابور حمايت خوبي شد، در (۱۸و۱۹) تيرماه 1389مسابقه قهرماني ايران در رشته «پاراگلايدر مسافت» در اين سايت کشوري برگزار خواهد شد و در نظر است شهر دررود به عنوان «شهر پاراگلايدر» در کشور معرفي شود که بيش از پيش در معرفي جاذبه هاي اين شهر تاثير دارد.
سايت پروازي دررود به عنوان محلي منحصر به فرد با مشخصات فني وعالي در سطح کشوري و بين المللي مي باشد، اين سايت، نمونه معرفي شده و توسط وب سايت هاي مختلف مورد تحليل جغرافيايي قرار گرفته است.
قبر ننگین یزید
عکس قبر معاویه و یزید ملعون در سوریه

قبر معاویه

قبر معاویه

تصویری از قبر یزید بن معاویه (لعنت الله علیه)
عکسی استثنایی

ضریح جدید حسینی
استاد محمود فرشچیان با حضور در کارگاه ساخت ضریح امام حسین(ع) به طراحی قسمتهای دیگر این ضریح پرداخت. پارساپرس: حضور استاد محمود فرشچیان در کارگاه ساخت ضریح امام حسین علیه السلام و طراحی قسمت های دیگر این ضریح...









شهید
معجزه خدا در ایران: شهیدی که قبرش همیشه بوی عطر میدهد
.jpg)
سید احمد پلارک شهیدی كه مزار پاكش بوی عطر میدهد.
مزار شهید سید احمد پلارک در میان سی هزار شهید آرمیده در گلزار شهدا از ویژگی بارزی برخوردار است که باعث ازدحام همیشگی زائران مشتاق بر گرد آن میشود. تربت پاک این بسیجی شهید همیشه معطر به رایحه مشک است و این عطر همواره از مرقد او به مشام میرسد. کم نیستند کسانی که تنها به نیت زیارت این شهید عزیز به بهشت زهرای تهران و قطعه 26 آن سر میزنند.
شهید سید احمد پلارک در زمان جنگ در یکی از پایگاه های پشت خط به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد. او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همواره بوی بدی بدن او را فرا میگرفت. تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامیکه او در حال نظافت بوده، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود.
بعد از بمب باران، هنگامیکه امداد گران در حال جمع آوری زخمیها و شهیدان بودند، با تعجب متوجه میشوند که بوی گلاب از زیر آوار میآید. وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود.
هنگامیکه پیکر آن شهید را در بهشت زهرای تهران، در قطعه 26 به خاک میسپارند، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد بطوری كه اگر سنگ قبر شهید پلارك رو خشك كنید، از طرف دیگر سنگ نمناك میشود.
.jpg)
میگویند شهید پلارك مثل یكی از سربازان پیامبر ( ص ) در صدر اسلام ، " غسیل الملائكه " بوده است . " غسیل الملائكه " به کسی میگویند كه ملائكه غسلش داده باشند . در تاریخ اسلام آمده كه حنظله غسیل الملائكه كه از یاران جوان پیامبر بود ، شب قبل از جنگ احد ازدواج میکند و در حجله میخوابد . فردا صبح ، زمانی كه لشكر اسلام به سمت احد حركت میكرد ، برای رسیدن به سپاه بسیار عجله كرد و بنابراین نرسید که غسل كند . او در این جنگ شهید شد و ملائكه از طرف خدا آمدند و او را با آب بهشتی غسل دادند . پیکر او بوی عطر گرفته بود که بعد پیامبر بالای پیکر او آمد و از این واقعه خبر داد . حالا گفته میشود شهید احمد پلارك عزیز هم اینچنین است و برای همین است كه همیشه قبر او خوشبو و عطرآگین است .
كسایی كه زیاد بهشت زهرا میروند به این شهید والا مقام میگویند شهید عطری.
خیلیها سر مزار شهید سید احمد پلارك نذر و نیاز میكنن و از خدای او حاجت و شفاعت میخوان.
او معجزه خداست.
کشف دستخط امام علی در مکه
کارشناسان مسائل آثار تخمین زده اند که عمر این مسجد که توسط کارگرانی که در حال حفاری کوه «جمرات» بودند کشف شد، به بیش از هزار و دویست سال باز می گردد.
تاریخ بقیع
بقیع و ماجرای تخریب آن

علماي مكه در راس آنها، شيخ عبدالقادر شيبي كليددار خانه كعبه، به ديدن ابن سعود آمدند، ابن سعود سخناني ايراد كرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب ياد كرد و اظهار داشت كه احكام ديني ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر اين سخنان در نزد شما پذيرفته است، بياييد تا براي عمل كردن به كتاب خدا و سنت خلفاي راشدين با يكديگر بيعت كنيم. همه با او بيعت كردند.
سپس يكي از علماي مكه، از ابن سعود درخواست كرد كه مجلسي ترتيب بدهد تا علماي مكه و نجد در اصول و فروع به مباحثه بپردازند، وي اين پيشنهاد را پذيرفت و در روز يازدهم جماديالاولي، پانزده نفر از علماي مكه و هفت نفر از علماي نجد، اجتماع كردند و مدتي باهم بحث كردند و در پايان بيانيه اي از طرف علماي مكه صادر شد، مبني بر اين كه در پاره اي از
بيانيه علماي مكه و نجد
علماي مكه در راس آنها، شيخ عبدالقادر شيبي كليددار خانه كعبه، به ديدن ابن سعود آمدند، ابن سعود سخناني ايراد كرد و در ضمن آن از دعوت محمد بن عبدالوهاب ياد كرد و اظهار داشت كه احكام ديني ما، طبق فقه احمد بن حنبل است، حال اگر اين سخنان در نزد شما پذيرفته است، بياييد تا براي عمل كردن به كتاب خدا و سنت خلفاي راشدين با يكديگر بيعت كنيم. همه با او بيعت كردند.
سپس يكي از علماي مكه، از ابن سعود درخواست كرد كه مجلسي ترتيب بدهد تا علماي مكه و نجد در اصول و فروع به مباحثه بپردازند، وي اين پيشنهاد را پذيرفت و در روز يازدهم جماديالاولي، پانزده نفر از علماي مكه و هفت نفر از علماي نجد، اجتماع كردند و مدتي باهم بحث كردند و در پايان بيانيه اي از طرف علماي مكه صادر شد، مبني بر اين كه در پاره اي از مسايل اصولي، ميان علماي مكه و علماي نجد، موافقت گرديد، از جمله اين كه هركس ميان خود و خدا واسطه قرار دهد، كافر است و تا سه بار توبه داده مي شود و اگر توبه نكرد، بايد كشته شود. ديگر ساختمان بر روي قبور و چراغ روشن كردن در اطراف قبور و نماز خواندن در كنار آنها حرام است. و نيز اگر كسي خدا را به جاه و مقام كسي بخواند، مرتكب بدعت شده و بدعت در اسلام حرام است. (1)
ويران ساختن مقابر و مشاهد حجاز به دست وهابيها
وقتي كه وهابيها وارد طائف شدند، گنبد مدفن ابن عباس را خراب كردند، چنان كه اين كار را يكبار ديگر نيز انجام داده بودند و هنگامي كه وارد مكه شدند، قبه هاي قبرهاي عبدالمطلب جد پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و ابوطالب عموي پيامبر و خديجه ام المؤمنين (همسر اول پيامبر) و همچنين بناي زادگاه پيامبر و فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ را با خاك يكسان نمودند.
در جده قبه قبر حوا را ويران ساختند و به طور كلي تمام مقابر و مزارات را در مكه، جده و طائف و نواحي آنها از بين بردند و زماني هم كه مدينه را محاصره كرده بودند، مسجد و مزار حمزه و مقبره شهداي احد را كه بيرون شهر بود، خراب كردند.
مرحوم علامه امين مي نويسد:
«و شايع است كه آنها گنبد مرقد مطهر نبوي را هم به توپ بستند، اما خود وهابيها منكر چنين چيزي هستند. چون اين خبر به گوش ملت ايران رسيد، سخت دچار نگراني شد و علما و بزرگان اجتماع كردند و اين پيش آمد را امري بزرگ تلقي نمودند و ما در دمشق از يكي از علماي بزرگ خراسان و از شهر مقدس مشهد تلگرافي دريافت نموديم كه طي آن حقيقت قضيه را از ما سؤال كرده بودند، سپس دولت ايران گروهي را براي تحقيق به حجاز اعزام داشتند، تا از حقيقت ماجرا دولت خويش را مطلع سازند. (2)
پس از تسلط وهابيها بر مدينه منوره قاضي القضات وهابيها، شيخ عبدالله بن بليهد در ماه رمضان 1344 از مكه به مدينه آمد و اعلاميه اي صادر نمود و ضمن آن از اهل مدينه سؤال كرد كه درباره خراب كردن قبه ها و مزارات چه مي گويند؟ بسياري از مردم از ترس جوابي ندادند و بعضي از آنان خراب كردن را لازم دانستند و متن سؤال و جواب را منتشر ساخت .
مرحوم علامه سيد محسن امين در اين باره مي نويسد:
«مقصود شيخ عبدالله از اين سؤال استفتاء حقيقي نبود، زيرا وهابيها در وجوب خراب كردن تمام قبه ها و ضريح ها حتي قبه روي قبر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ هيچ ترديدي ندارند، اين دو قاعده و اساس مذهبشان مي باشد و سؤال مزبور تنها براي تسكين خاطر مردم مدينه بود».
بعد از سؤال مذكور، آنچه در مدينه و اطراف آن گنبد و ضريح و مزار بود، ويران ساختند از جمله گنبدهاي ائمه مدفون در بقيع كه عباس عموي پيغمبر ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز در آن مدفون بود و ديوارها و صندوق روي قبور، همه را خراب كردند، همچنين گنبدهاي عبدالله پدر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و آمنه مادر آن حضرت و نيز گنبدها و قبور زوجات پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و گنبد عثمان بن عفان و اسماعيل بن جعفر الصادق عليه السلام و مالك پيشواي مذهب مالكي را ويران ساختند، خلاصه سخن اين كه در مدينه و اطراف و در ينبع قبري باقي نگذاشتند» (3) .
باز مي نويسد:
«وهابيها از ترس نتيجه كارشان از خراب كردن گنبد و بارگاه رسول اكرم صلي الله عليه وآله خودداري كردند و گرنه آنان هيچ قبر و ضريحي را استثناء نكرده اند، بلكه قبر پيامبر از جهت آن كه بيشتر مورد احترام و علاقه مردم است، از نظر آنها اولي به خرابي است، اما آنچه كه پادشاه سعودي اظهار داشته كه «ما قبر پيامبر را محترم مي دانيم » بدون شك چنين كلامي برخلاف عقائد آنهاست و اين سخن را جز براي مصلحت و جلوگيري از تحريك عواطف جهان اسلام، بر ضدشان، نگفته است و اگر از اين نظر خاطر جمع مي شدند، حتما قبر پيامبرصلي الله عليه وآله را نيز ويران مي ساختند، بلكه نخست و پيش از ساير مزارات آنجا را خراب مي نمودند.
چون اين عمل زشت وهابيان در حجاز و آنچه را كه نسبت به قبور ائمه بقيع كرده بودند، به گوش مسلمانان در نقاط مختلف جهان رسيد، اين جنايت را بزرگ شمردند و در محكوميت آن، تلگرافهائي از عراق و ايران و ساير كشورها به ابن سعود مخابره شد و به عنوان اعتراض درسها و نماز جماعتها تعطيل گشت و مجالس سوگواري تشكيل گرديد (4) .
مطلبي كه بيشتر موجب نگراني شد، انتشار اين موضوع بود كه گنبد روي قبر مطهر پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ را نيز به گلوله بسته اند (و حتي قبر مقدس را خراب كرده اند) اما بعداً معلوم شد اين خبر صحت نداشته خود وهابيها هم آن را انكار كردند».
جابري انصاري در كتاب «تاريخ اصفهان » در ضمن وقايع سال 1343 هجري به داستان حمله وهابي به حجاز و ويران ساختن قبور اشاره مي كند و مي نويسد:
«ضريح پولادي كه حاج امين السلطنه در سال 1312 هـ . دستور داد در اصفهان دو سالي ساختند، برداشتند (از روي قبور ائمه بقيع) و چون وهابيها خواسته بودند وارد مرقد مقدس ختمي مرتبت شوند، يكي از آنان، اين آيه را خوانده بود: «يا ايها الذين آمنوا لا تدخلوا بيوت النبي ...» لذا از آن جسارت گذشتند» (5)
بمباران مدينه و انعكاس آن در ايران و ساير ممالك اسلامي
مؤلف كتاب «تاريخ بيست ساله ايران » حسين مكي، زير عنوان فوق مي نويسد:
«تقريبا در اوايل شهريور 1304 برابر اوايل صفر 1343 در نتيجه محارباتي كه بين طائفه وهابيها (ابن السعود ملك نجد و حجاز) كه بعدها به نام كشور عربي سعودي موسوم گرديد، و صاحب الاحساء و ملك حسين شريف مكه و مدينه روي داد، برخي از شهرهاي مكه و مدينه بمباران گرديد و پس از تصرف مدينه شهر مزبور نيز از طرف قواي ابن السعود بمباران شد، بعضي از مقابر صحابه و مساجد و مقابر ائمه شيعه ويران گرديد. خبر اين بمباران در عالم اسلام و مخصوصاً عالم تشيع صداي عجيبي كرد و عواطف مذهبي مردم را سخت تحريك نمود، از تمام نقاط ايران تلگرافاتي به علماي تهران شد و علماي مركز نيز جلساتي تشكيل داده و در اطراف اين موضوع به مذاكره و بحث پرداختند. سردار سپه نيز در اين زمينه بخشنامه زير را صادر نمود:
«متحد المآل تلگرافي و فوري است. عموم حكام ايالات و ولايات و مامورين دولتي.
به موجب اجبار تلگرافي از طرف طائفه وهابيها اسائه ادب به مدينه منوره شده و مسجد اعظم اسلامي را هدف تير توپ قرار داده اند. دولت از استماع اين فاجعه عظيم بي نهايت مشوش و مشغول تحقيق و تهيه اقدامات مؤثره مي باشد، عجالتاً با توافق نظر آقايان حجج اسلام مركز تصميم گرفته شده است كه براي ابراز احساسات و عمل به سوگواري و تعزيه داري يك روز تمام مملكت تعطيل عمومي شود، لهذا مقرر مي دارم عموم حكام و مأمورين دولتي در قلمرو مأموريت خود به اطلاع آقايان علماي اعلام هر نقطه، به تمام ادارات دولتي و عموم مردم اين تصميم را ابلاغ و روز شنبه شانزدهم صفر را روز تعطيل و عزاداري اعلام نمايند.
رياست عاليه كل قوا و رئيس الوزراء ـ رضا».
مكي مي افزايد:
«بر اثر تصميم فوق روز شنبه شانزدهم صفر تعطيل عمومي شد، از طرف دستجات مختلفه تهران مراسم سوگواري و عزاداري به عمل آمد و بر طبق دعوتي كه به عمل آمده بود، در همان روز علما در مسجد سلطاني اجتماع نمودند و دستجات عزادار با حال سوگواري از كليه نقاط تهران به طرف مسجد سلطاني عزيمت كرده در آنجا اظهار تأسف و تأثر به عمل آمد و عصر همين روز يك اجتماع چندين ده هزار نفر در خارج دروازه دولت تشكيل گرديد و در آنجا خطبا و ناطقين نطقهاي آتشين و مهيجي كرده، نسبت به قضاياي مدينه و اهانتي كه از طرف وهابيها به گنبد مطهر حضرت رسول به عمل آمده بود، اظهار انزجار و تنفر شد» (6)
وضع قبور ائمه بقيع پيش از خراب كردن وهابيها
در سفرنامه هاي حج، وضع قبور ائمه بقيع قبل از خراب كردن وهابيها به تفصيل شرح داده شده و تصاويري از آنها ارائه گرديده است از جمله اين سفرنامه ها، سفرنامه ميرزا حسين فراهاني است. وي در سال 1302 قمري توفيق زيارت حج پيدا كرده و درباره قبور ائمه بقيع چنين نوشته است:
«قبرستان بقيع، قبرستان وسيعي است كه در شرقي سور (بارو) مدينه متصل به دروازه سور واقع شده و دور تا دور آن را ديوار سه ذرعي از سنگ و آهك كشيده اند و چهار در دارد دو درب آن از طرف غرب و در كوچه پشت سور است و يك درب طرف جنوب و درب ديگر آن شرقي و طرف حش كوكب است كه در كوچه باغهاي بيرون شهر است و از بس در اين قبرستان سرهم دفن كرده اند، اغلب قبرستان يك ذرع متجاوز از سطح زمين ارتفاع بهم رسانيده است و در اوقات آمدن حجاج به مدين، همه روزه درهاي اين قبرستان تا وقت مغرب باز است و هركس مي خواهد مي رود و در غير وقت حج، ظهر روز پنجشنبه باز مي شود و تا نزديك غروب روز جمعه بعد بسته است مگر آن كه كسي بميرد و آنجا دفن كنند.
چهار نفر از ائمه اثني عشر ـ صلوات الله عليهم اجمعين ـ در بقعه بزرگي كه به طور هشت ضلعي ساخته شده، واقعند و اندرون و گنبد او سفيدكاري است و بناي اين بقعه معلوم نيست از كه و چه وقت بوده اما محمد علي پاشاي مصري در سنه 1234 به امر سلطان محمود خان عثماني تعمير كرده و بعد همه ساله از جانب سلاطين عثماني اين بقعه مباركه و ساير بقعه جات واقعه در بقيع تعمير مي شود در وسط اين بقعه مباركه، صندوق بزرگي است از چوب جنگلي خيلي ممتاز و در وسط اين صندوق بزرگ دو صندوق چوبي ديگر است و در اين دو صندوق پنج نفر مدفونند: يكي امام ممتحن حضرت حسن و يكي حضرت سجاد و يكي حضرت امام محمد باقر و يكي حضرت صادق ـ عليهم السلام ـ است و يكي عباس عم رسول الله ـ صلي الله عليه وآله ـ است كه بني عباس از اولاد اويند و در وسط بقعه متبركه در طاقنماي غربي مقبره اي است كه به ديوار يك طرف او را ضريح آهني ساخته اند و مي گويند: قبر حضرت فاطمه زهرا ـ عليها السلام ـ است.
چند محل است كه مشهور به قبر صديقة طاهره است: يكي در بقيع در حجره اي كه بيت الاحزان مي گويند و به همين ملاحظه اغلب در بيت الاحزان نيز زيارت صديقه كبري ـ عليها السلام ـ را مي خوانند و در جلو همين قبر مبارك، پرده گلابتون دور گنبد آويخته و از گلابتون بيرون آورده اند كه: سلطان احمد بن سلطان محمد بن سلطان ابراهيم، (سنه احدي و ثلثين و ماة بعد الالف 1131)» .
مرحوم فراهاني مي افزايد:
«در اين بقعه مباركه ديگر زينتي نيست مگر دو چلچراغ كوچك و چند شمعدان برنز، و فرش زمين بقعه، حصير است و چهار، پنج نفر متولي و خدام دارد كه افبا عَن جفد هستند و مواظبتي ندارند و مقصودشان اخذ تنخواه (پول) از حجاج است.
حجاج اهل تسنن بر سبيل ندرت در اين بقعه متبركه به زيارت مي آيند و براي آنها ممانعتي در زيارت نيست و تنخواهي از آنها گرفته نمي شود. اما حجاج شيعه هيچ يك را بي دادن وجه نمي گذارند داخل بقعه شوند مگر آن كه هر دفعه تقريبا از يك قران الي پنج شاهي به خدام بدهند و از اين تنخواهي كه با اين تفصيل از حجاج مي گيرند، بايد سهمي به نائب الحرم و سهمي به سيد حسن پسر سيد مصطفي كه مطوف عجم است، برسد و بعد از دادن تنخواه هيچ نوع تقيه در زيارت و نماز نيست و هر زيارتي سراً يا جهراً مي خواهند بكنند آزاد است و ابداً لساناً و يداً صدمه اي به حجاج شيعه نمي رسانند. پشت گنبد ائمه بقيع بقعه كوچكي است كه بيت الاحزان حضرت زهرا ـ عليها السلام ـ است ».
فراهاني، سپس به تعريف و توصيف قبور بقيع و بناي روي آنها مي پردازد (7) از جمله سفرنامه نويسان حاج فرهاد ميرزا است كه در سال 1292 قمري به سفر حج رفته و در سفرنامه خود به نام «هديه السبيل » مي نويسد:
«از باب جبرئيل درآمده به زيارت ائمه بقيع ـ عليهم السلام ـ مشرف شدم كه صندوق ائمه اربعه ـ عليهم السلام ـ در ميان صندوق بزرگ است كه عباس عم رسول الله ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز در آن صندوق است، ولي صندوق ائمه كه در ميان همان صندوق بزرگ است، مفروز است كه دو صندوق است ».
مرحوم فرهاد ميرزا مي گويد:
«متولي آنجا در ضريح را باز كرده به ميان ضريح رفتم و طوافي دور ضريح كردم و طرف پائين پا خيلي تنگ است كه ميان صندوق و ضريح كمتر از نيم ذرع است كه به زحمت مي توان حركت كرد (8)».
مؤلف كتاب «تحفة الحرمين » نائب الصدر شيرازي كه در سال 1305 هـ . ق به مسافرت حج تشرف يافته در سفرنامه خود، چنين نوشته است:
«وادي بقيع به دست راست است، مسجد پوشيده اي است مانند اطاق بر سر او نوشته: «هذا مسجد ابي بن كعب و صلي فيه النبي غير مره » (اين مسجد ابي بن كعب است كه پيغمبر مكرر در آن نماز گزارد) بقعه ائمه بقيع جناب امام حسن و امام زين العابدين و امام محمد باقر و امام جعفر صادق عليهم السلام در يك ضريح مي باشند. مي گويند: عباس بن عبدالمطلب آنجا مدفون است و آثاري در آن بقعه در پيش روي ائمه به طرف ديوار مانند شاه نشين ضريح و پرده دارد مي گويند جناب صديقة طاهره ـ س ـ مدفون هستند» (9).
ابراهيم رفعت پاشا كه در سالهاي 1318 و 1320 و 1321 و 1325 ه ق كه در سفر اول به عنوان رئيس نگهبان محمل قافله حجاج مصر و سفرهاي بعدي به عنوان اميرالحاج مصر بوده، براي سفرهاي چهارگانه خود سفرنامه مفصلي به نام «مرآة الحرمين » نوشته است وي در اين كتاب ارزشمند وضع قبور اجداد پيامبر و ام المؤمنين خديجه در مكه و قبور ائمه مدفون در بقيع را قبل از سال 1344 هـ . ق يعني قبل از خراب كردن وهابيها به تفصيل شرح داده و تصاويري روشن از آنها ارائه داده است وي وضع قبور بقيع و افراد معروفي كه در آن مدفونند از صحابه پيامبر ـ صلي الله عليه و آله ـ و غير آنان ذكر كرده و گفته است كه قبه اهل بيت ـ عليهم السلام ـ (مقصود ائمه مدفون در بقيع) از بقعه هاي ديگر بلندتر است » (10).
رفعت پاشا در ضمن ذكر وضع بقعه ها؛ عكسها و تصاويري از بقاع بقيع كه بقعه و گنبد ائمه از همه آنها مجلل تر و بلندتر است، و از صحن و سراي باشكوه حضرت خديجه ـ س ـ در مكه، ارائه كرده است.
خلاصه؛ تا سال 1344 قبل از تسلط وهابيها بر حجاز، قبور مدفون در بقيع و پاره اي قبور ديگر در مكه و مدينه داراي گنبد و بارگاه و فرش و شمعدان و چراغ و قنديل بوده است، بسياري از كساني كه قبل از اين تاريخ آنجا را ديده اند، وضع بنا و ديگر خصوصيات مربوط به مقابر را با ذكر جزئيات و احياناً با ارائه تصاويري در گنبد و بارگاه آنها، در سفرنامه هاي خود ذكر كرده اند.
پي نوشت ها:
1) تاريخ المملكه العربيه السعو ديه، ج 2، ص 344.
2) كشف الارتياب، ص 55.
3) كشف الارتياب، ص 55.
4) همان مدرك.
5) تاريخ اصفهان، ص 392.
6) حسين مكي، تاريخ بيست ساله ايران، ج 3، ص 365 و 366.
7) سفرنامه فراهاني، ص 281 به بعد.
8) هديه السبيل، ص 127 به بعد.
9) تحفة الحرمين، ص 227.
10) مرآة الحرمين، ج 1، ص 426، چاپ مصر، 1344ه - 1925م.
مكتب اسلام ـ سال 1379 ـ ش3
منبع: رسا نيوز
شاه فضل بهبهان
در پاسخ به درخواست عزیزی در مورد شاه فضل بهبهان مطلب زیر را می گذارم:
| ||
| بهبهان . [ ب ِ ب َ ] (اِخ ) نام شهری است از بلاد فارس ... که در نزدیکی رودخانه ٔ خیرآباد واقع شده است . و آن ولایت بیشتر کوهستانی و رعایای آن طوایف الوارند و آن کوهستانات را کهکیلویه گویند... و از آن شهر علمای معروف برخاسته اند چون از گرمسیرات است نارنج بزرگ ممتاز در آنجا بعمل می آید و پارسی آن بمعنی به از بهتران است . (از انجمن آرا) (آنندراج ). یکی از شهرستانهای ده گانه ٔ استان ششم است که از طرف شمال برودخانه ٔ کارون از باختر به شهرستان اهواز و خرمشهر و از جنوب به خلیج فارس و شهرستان شیراز و از خاور به شهرستان شیراز محدود است . هوای شهرستان بهبهان نسبت به موقعیت محل و بخش ها متفاوت است . بدین ترتیب که هوای شهر بهبهان با حومه و بخش بویراحمد گرم سیری است و بخش آغاجاری و گچساران گرمسیر و بخش کهکیلویه سردسیر است . آب مصرفی این شهرستان از رودخانه ها و چشمه سار تأمین میشود و چون اغلب ارتفاعات شهرستان دارای معادن گچ است لذا آب آشامیدنی آنها دارای املاح و سنگین می باشد. این شهرستان را ارتفات زیادی احاطه نموده که قسمت عمده ٔ آن در قسمت شمالی شهرستان واقع و مهم ترین آنها بقرار زیر است : 1-کوه پس شانه به ارتفاع 3320 گز. 2- کوه سردوک به ارتفاع 3025 گز. 3- کوه سفید به ارتفاع 2770 گز. مهمترین رودخانه های شهرستان رودخانه ٔ مارون است که از کویر کوه و کوه لخت ده سرچشمه گرفته و پس از مشروب نمودن آبادیهای زیادی از شهر بهبهان گذشته و در محل قامه شیخ با رودخانه ٔ رامهرمز یکی شده و پس از عبور از خلف آباد در باختر بندر معشور به خلیج فارس منتهی میگردد. 2- رودخانه ٔ خیرآباد که از ارتفاعات چلخور سرچشمه گرفته پس از مشروب نمودن خیرآباد و دهستان زیدون برودخانه ٔ هندیجان ملحق و پس از عبور از ده ملا و هندیجان به خلیج فارس میریزد. سازمان اداری شهرستان بهبهان دارای چهار بخش است . 1- بخش حومه ٔ شهرستان دارای دو دهستان مرکزی وزیدون . 2- بخش گچساران که از دو دهستان زیر کوه باشت بابوئی و پشت کوه باشت بابوئی تشکیل شده است . 3- بخش آغاجاری که فقط از لحاظ وجود نفت حائز اهمیت است و فاقد قراء و قصبات است ولی جمعیت آن قابل ملاحظه و عموماً کارگر شرکت نفت می باشند. 4- بخش کهکیلویه که از ده دهستان بشرح زیر تشکیل شده : 1- دهستان بویراحمد گرمسیر. 2- دهستان بویراحمد سرحدی . 3- دهستان بویراحمد سردسیر. 4- دهستان بهمئی گرم سیر. 5- دهستان بهمئی سردسیر. 6- دهستان بهمئی سرحدی . 7- دهستان طیبی گرم سیر. 8- دهستان طیبی سرحدی . 9- دهستان چرام . 10- دهستان دشمن زیاری .جمع قراء این شهرستان 497 آبادی کوچک و بزرگ و جمعیت آن در حدود 155 هزار تن با نفوس شهر بهبهان است . آثار باستانی این شهرستان بشرح زیر است : 1- در شهر بهبهان بنای چندین امامزاده دیده می شود که از همه مهمتر بنای امام زاده شاه فضل است که می گویند برادر حضرت رضا (ع ) می باشد و ظاهراً بقعه ٔ آن در حدود یکهزار سال پیش بنا شده است . 2- بین برازجان و رام هرمز خرابه هایی وجود دارد که به عقیده ٔ کارشناسان مربوط به عهد ساسانیان است . 3- در ارجان خرابه هایی وجود دارد که مربوط به عهد ساسانیان است . 4- بین اسک و ارجان نیز خرابه هائی موجود است که مربوط به عهد ساسانیان است . 5- در خیرآباد محل معروف به چهار طاق باقی مانده ٔ ابنیه ٔ ساسانیان مشاهده میشود. 6- در میدان نفت محلی را بنام معبد دوره اشکانی نام می برند. معادن : در این شهرستان معادن نسبتاً مهمی بشرح زیر دیده میشود. 1- دربخشهای گچساران و آغاجاری و حومه ٔ بهبهان معدن نفت موجود است که بوسیله ٔ شرکت نفت ایران و انگلیس بهره برداری می شد. ولی اکنون بوسیله ٔ شرکت ملی نفت ایران بهره برداری میشود. 2- در اغلب کوه های این شهرستان معدن گچ موجود است . 3- در ارتفاعات تجک و بعضی از ارتفاعات بخش کهکیلویه معادن گوگرد دیده میشود که هنوز بهره برداری نشده است . 4- سنگ جهت تهیه ٔ سیمان در کوههای بیلوان ، ماهرو، چشم سیاه وجود دارد. 5- در محلهای تنگ تکا، تنگ دورق و تنگ سبق معدن سنگ مومیائی یافت میشود. بخش حومه ٔ بهبهان از 57 آبادی بزرگ و کوچک تشکیل شده . جمعیت آن در حدود پانزده هزار نفر است . اکثر قراء بخش در طول رودخانه ٔ مارون و خیرآباد واقع است . قراء مهم آن عبارتند از: دودانگه کردستان کیکاوس ،نشان و یازنان . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6). جمعیت حوزه ٔ بهبهان 174415 تن و مرکز آن شهر بهبهان است که 29886 تن جمعیت دارد. (از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ماده ٔ بعد شود. |
| |||||||||||||||||
| |||||||||||||||||
شیخ شبان
« روستای شیخ شبان »
و حرم مطهر و باصفاي حضرت امامزاده سيد بهاء الدين محمد ( علیه السلام )
( استان چهارمحال و بختیاری / شهرستان شهرکرد )
* * * * * *

روستاي شيخشبان؛ از توابع شهرستان شهركرد در استان چهارمحال و بختياري است كه در فاصله 39 كيلومتري شمال غربي مركز استان ( شهركرد ) و در حاشيه جنوبي رودخانه زاينده رود واقع شده كه از طرف شمال به روستاهاي يانچشمه و حيدري، از طرف غرب به روستاهاي كليچه و حسينآباد، از طرف شرق به روستاي لارك و شهر بن و از طرف جنوب به روستاي بارده منتهي ميشود.

در شمال روستا ؛ كوه معروف به « شهيدان ( شیدا ) » كه به نحوي نظرگاه و مورد احترام اهالي بوده و داراي پيشينه تاريخي و داستاني مقدسي است، مرز ميان روستاي يانچشمه و شيخ شبان است و در طرف جنوب نيز كوه بلند معروف به « نساه » كه مرتع اصلي روستا را تشكيل ميدهد، مرز بارده و شيخ شبان است ولي در ساير جهات ، نوع مرز يكنواخت نيست و بعضي نقاط كوه و دره و نقاط ديگر زمين هموار ميباشد كه البته تقريباً تمام دورتادور روستا را كوههاي بلند و زيبا احاطه كرده و داراي مرتعي سرسبز با چشمهسارهاي گوارا و خنك كوهستاني در جنوب ميباشد.

در استان چهارمحال و بختياري، كمتر كسي است كه شيخشبان را بلد نباشد، نشناسد و يا لااقل يكبار مسافر اين سرزمين و زائر حرم مطهر و باصفاي حضرت امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) نشده باشد. امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) از فرزندان حضرت حمزه بنموسي بن جعفر الكاظم (ع) است كه در درهاي زيبا در جنوب غربي اين روستا در دهانه كوه بلند و سرسبزي كه به نام همين امامزاده مزين است ، مدفون گشته و خاك اين روستا را به گنج وجود نازنين خويش كيميا نموده كه به قول شاعر؛ « زير اين خاك از فضيلت گنجها خوابيده است. » و افتخار میهماننوازي و خدمت به وجود شريفش را نصيب ساداتي از سلاله خود بزرگوارش در اين مرز و بوم نموده و بدينسبب جا دارد بگوييم ؛ به خاطر وجود مبارک اين سيد جليلالقدر ؛ « سرتاسر اين زمين را عطر ايمان پاشيدهاند. »
آستان مبارك و مقدس حضرت امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) هر ساله پذيراي وجود هزاران زائر و عاشق دلسوخته حريم اهل بيت عصمت و طهارت (ع) است كه از اطراف و اكناف براي عرض ارادت مشرف ميشوند و آن بزرگوار را واسطه فيض نزد حضرت احديت و مقربان درگاه الهي قرار ميدهند و چه بسا كه در حرم و در راه حرم اين آقا حاجت روا شدهاند، هدايت شدهاند و كرامتها ديدهاند و افرادي هم هستند كه چون ( العياذ بالله ) راه شك و شبهه و یا اهانت پيش گرفتند ، به مجازات خويش رسيدند و خواهند رسید كه در زيارت آن حضرت ميخوانيم :
« ... فاز متبعك و نجي مصدقك و خاب و خسر مكذبك و المتخلف عنك .... »

* * * * * *
* شرح مختصري پيرامون رئوس جنبههاي مختلف تاريخي، فرهنگي و ... بمنظور معرفي بهتر و كاملتر روستای شیخ شبان :
* پيشينه تاريخي و وجه تسميه :
كلمه « شيخ شبان » به معناي « چوپان بزرگوار » است و يكي از القاب حضرت امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) هم محسوب ميشود كه در تذكره نامـۀ ايشان آمده است :
« ... در زمانی که حضرت ثامن الحجج علی ابن موسی الرضا ( علیه آلاف التحیه و الثناء ) در طوس تشریف بردند ، خبر ولایتعهدی آن حضرت در عالم منتشر شد ، خطبا بر منابر خطبه خواندند و سکه بنام آن حضرت زدند. این خبر در مدینه منوره نیز منتشر شد ، لذا عده ای از برادران، عموها، عموزاده ها و اقوام نزدیک برای شرفیابی به محضر امام (علیه السلام ) از مدینه عازم طوس شدند و در طول راه از شهرها و روستاها عبور میکردند و دوستان و شیعیان نیز جهت پابوسی آن حضرت به آنها ملحق می شدند تا اینکه حدود 150 هزار نفر عازم طوس شدند و از طریق بغداد و خوزستان به طرف فارس عزیمت کردند که این خبر به مأمون عباسی رسید که این گروه با این ابهت و جلالی که دارند اگر به مرو و سرزمین طوس برسند خلافت و حکومت تو توتیاه خواهد شد، لذا بحاکم فارس و اصفهان دستور داده شد که از آمدن ایشان جلوگیری به عمل آید ، که حاکم فارس شخصی بنام قتلق خان بود که از رفتن ایشان ممانعت می کنند و بین آنها با این گروه به سرکردگی احمد بن موسی (ع) ملقب به شاهچراغ ( مدفون در شهر شیراز ) که همراه دیگر برادران همچون سید میر محمد و سید علاء الدین و سید میرحسین و دیگران به زیارت آن حضرت می رفتند جنگی واقع می شود که در نتیجه تعدادی من جمله حضرت احمد بن موسی و سید میرمحمد و سید میرحسین و سید علاء الدین و جمعی دیگر شهید می شوند و بقیه در شهرها ، بیغوله ها ، کوهها و بیابانها متواری و توسط مأمورین حکومت، از طرف یوسف بن حجاج ثقفی که حاکم اصفهان بود تحت تعقیب قرار می گیرند و ایشان ( منجمله این سيد بزرگوار ) در لباس مبدل و به صورت گمنام در گوشه و کنار این دنیای پهناور به زندگی خود ادامه می دهند آن هم در خفا که بعضی هم در مقاره ها به عبادت خداوند مشغول می شوند و با قوت لایموت می سازند ... لذا امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) نیز جزء یکی از این آقازادگان بود که از جور حکام ظالم در لباس مبدل زندگی می کرده و با آمدن در اين سرزمين كه قبلاً او را ايلگاه مي گفتند با گله داري به نام محمود شعيب كه يكي از عربهاي خراسان بود ، آشنا شده و از او می خواهد جهت امرار معاش کاری را به ایشان واگذار نماید ؛ محمود شعيب هم موافقت كرده و چون شناخت و اطلاعی از مقام آقا نداشت ؛ يك گله گوسفند به عنوان چوپان در اختیار آن بزرگوار می گذارد و آن حضرت در طول ييلاق و قشلاق گله را اداره و تعليف مينمود. مكان قشلاقي ايل محمود شعيب در روستاهاي اطراف اصفهان و ييلاق آن در محلي به نام صحرا و روستای مرغ آشنا بوده ( كه فعلاً نيز به همين نام و بخشی از آن هم مشهور به عرب خان است، منتها تبديل به يكي از مزارع روستاي شيخشبان شده و ضمناً محل شيخشبان كنوني در آن زمان صرفاً چشمه آب و زمین كشاورزي بوده. ) ... امامزاده سيد بهاءالدين محمد (ع) كه فردي سخي و بخشنده بود ، دسترنج چوپاني خود را به چوپانان ديگر ميبخشيد و به اين دليل مشهور به « شيخ شبان » ( شيخ چوپان ) به معني « چوپان بزرگوار » شد و از جمله دلايل ديگر شهرت ايشان به اين لقب ( كه باعث افتخار روستاي شيخشبان ميباشد. ) كرامات و معجزات مختلفي است كه از ايشان ديده شده بود که متأسفانه در اين فراز مجال ذكر آنها نیست.
به هر صورت با پي بردن به كرامات این امامزاده واجب التعظیم (ع) و پافشاری محمود شعيب، ايشان خود را معرفي نموده و مورد احترام ویژه ايلنشينان ، عشاير ، مردم منطقه و شخص محمود شعيب قرار ميگيرد. محمود شعيب پيشنهاد ازدواج ايشان را با دخترش ميدهد كه مورد قبول واقع شده و پس از مراجعت حضرت سيد بهاءالدين محمد (ع) به عربستان و انجام اعمال حج در مكه و مدينه و بازگشت مجددشان به ايران، اين ازدواج صورت گرفته و ثمره آن، تولد 4 فرزند شامل؛ 3 پسر به نامهاي « سيد محمد » معروف به سيد محمد بازار ( مدفون در بازار شهر شوشتر استان خوزستان ) ، « سيد احمد » معروف به باباپيراحمد ( مدفون در حوالی شهر بن در 14 کیلومتری روستای شیخ شبان ) ، « سيد ابراهيم اكبر » معروف به زينالدين ( مدفون در حوالی اژگرد اصفهان ) و يك دختر به نام « سيده فاطمه » ( مدفون در خیابان چهارسوق اصفهان ) ميباشد. ( در ضمن برادر امامزاده سيد بهاءالدين محمد (ع) به نام امامزاده هارون ولايت نيز در اصفهان مدفون و مرقد ايشان مورد احترام و محل زيارت عاشقان است. ) بهرحال پس از مدتي محمود شعيب فوت ميكند و چند سال بعد ؛ زمان وفات امامزاده (ع) هم فرا مي رسد که پس از رحلت ايشان و دفن پيكر مطهر آن بزرگوار در محل امروزي ( كه واقعه معجزهآسايي دارد. ) و همانگونه كه ذكر شد؛ آن زمان فقط چشمه آبي بوده و روستای شیخ شبان وجود نداشته، بقعه كوچكي بر روي مزار شريف آن بزرگوار مي سازند و فرزندان ايشان نزديك اين چشمه اسكان نموده، تشكيل روستايي را ميدهند که اين روستا كمكم توسعه پيدا ميكند و آنها لقب امامزاده بزرگوار (ع) را نیز به عنوان نام روستا انتخاب كرده و روستای شیخ شبان ایجاد می شود. درحال حاضر اكثريت قريب به اتفاق اهالي روستا را سادات موسوي ( از ذريه امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) ) تشكيل ميدهند؛ به استثناي تعداد كمي از اهالي كه از ساير نقاط به اين روستا مهاجرت كردهاند.
ضمناً بقعه متبركه امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) بتدريج در هر عصر و زماني توسط يك نفر بازسازي مي شود تا در زمان هلاكوخان مغول نيز توسط خواجه نصيرالدين طوسي هم مورد بازسازي قرار گرفته و شجره نامه اي دارد كه ممهور به مهر هلاكوخان مغول و خواجه نصيرالدين طوسي و سلاطين و خوانين و حكام و علماء و مراجع ذيصلاح است كه همگی اين شجره نامه را تأييد و به مهر معتبر رسانيده اند.
شجره نامه يادشده كه نشانگر شخصيت والاي اين امامزاده لازم التعظيم و صحيح النسب مي باشد در مورخ ماه جمادي الاول سنه چهارصد و بيست و چهار ( ۴۲۴ ) پس از هجرت نبوي (ص) تنظيم گرديده است.
در طول زمانها و اعصار، كرامات و معجزات موثق و مختلف روایت شده از آن بزرگوار فراوان است.
بقعه کنونی امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) هم که البته بخش زیادی از آن در چند سال اخیر مورد بازسازی و تجدید بنا قرار گرفته ، مربوط به دوران صفویه ، با نمای چهار گوش گنبد دار و دارای کتیبه و تاریخ است که ( قبلاً نیز ) دارای ایوان و بالکون ستونی برزگ ، مصفا و زیبا با حجره هایی در اطراف و برخوردار از چشم انداز کوهستانی بود.
* * * * * *

اهالي روستای شیخ شبان كه اكثريت قريب به اتفاق آنها را سادات موسوي تشكيل ميدهند ؛ مردمي خونگرم، مهماننواز و مهربان هستند كه داراي مذهب شيعه اثنيعشري بوده و با توجه به اين كه از سلاله امامزاده سيد بهاءالدين محمد (ع) ميباشند ؛ مؤمن، معتقد و علاقمند به حضرات اهل بيت عصمت و طهارت و خاندان مکرم وحي (ع) بوده و همانطور كه همگان ميدانند زماني اين روستا را تحت عنوان « نجف اشرف چهارمحال » خطاب می کردند.
روستای شیخ شبان الفت و پیوند دیرینه ای با اسلام و روحانیت داشته و دارد که نشان این امر ؛ روحانیون بزرگوار و عالمان در حد اجتهاد این روستا در دورانهای مختلف و همچنین قريب بيش از 50 طلبه علوم ديني در حال تحصيل و تدريس در حوزههاي علميه ( به دليل علاقه وافر اهالي اين روستا به مسائل ديني و اعتقادی و اسلامي ) ميباشد.
مردم روستای شیخ شبان ؛ مردمي انقلابي و متعهد بوده و از جمله روستاهايي هستند كه افتخار ميكنند حتي در زمان رژيم پهلوي و طاغوت ستمشاهی هم طاغوتی نبودند و همواره حامي ، پيرو و گوش به فرمان علماي عظام دين و ولايت فقيه بوده و هستند. تاريخ سياسي و انقلابي روستای شیخ شبان ، حاكي از اين است كه اولين مبارزات ضدطاغوتي در سطح منطقه و حتي شهرستان را اهالی شیخ شبان برگزار ميكردند و در اين راه حتي مورد آزار و اذيتهاي زيادي هم قرار گرفتند.
اگر بگوييم ؛ « روستای شیخ شبان، دين خود را به انقلاب ادا كرد. »، سخن گزافي نراندهايم؛ چرا كه شیخ شبان، همواره ياور انقلاب و دشمن دشمنان انقلاب و اين مرز و بوم بوده و هست. زنان اين روستا در مبارزات اول انقلاب و جنگ ، نان طبخ ميكردند و به تهران و جبههها ميفرستادند. چند صد بسيجي از جوانان غیور و دلاور اين خطه شهیدپرور با لبیک به ندای خمینی کبیر (ره) در جنگ تحميلي حضور يافتند كه بعضي گروهانهاي بسيج در خط مقدم جبهه های جهاد حق علیه باطل را فقط جوانان و سادات شیخ شبانی تشكيل ميدادند.
حضور به قدري جدي و پرشور بود كه جز پسران خردسال و پدران پير و سالخورده، تقریباً مردي در روستا نمانده بود ؛ از ميان حدود 3 هزار نفر جمعيت، قريب به 500 نفر و يا بيشتر بسيجي ... ( با بیش از 1750 مورد اعزام ) ؛ كاروان، كاروان و اتوبوس، اتوبوس بسيجي و مجاهد ميرفت و كاروان، كاروان و تابوت، تابوت ؛ شهيد گلگون كفن و مجروح و زخمي خونين بال بر ميگشت ؛ جمعيت مدفون در گلستان شهداء روز به روز بيشتر ميشد و مادران داغديده هم تمسكشان به زينب و آل فاطمه (س) زيادتر و مستحكمتر. 79 شهيد و لاله پرپر از بهترين جوانان مؤمن و خداجوي آن روزگار ... ، جوانان وداع شهادت با خانواده ميكردند و خانواده ها هم به عشق اسلام و حسين شهيد (ع)، فرزند عزيزشان را بدرقه ميكردند تا استقبال از شهادت كند. او را از زير قرآن ميگذراندند تا قرآن مجید مواظبش باشد كه شيطان رجیم ، او را از پا گذاشتن در مسير افتخار شهادت و همنشيني با علياكبر امام حسين (ع) به در نكند و از طرفی خود را مهياي استقبال از تابوتي كه در آن رعنا جوانشان، تكهتكه آرميده و به حلقه مقربان حريم حضرت دوست ( جلوعلا ) پيوند خورده باشد.


اينها اغراق و دروغ نيست؛ حكايت « الكريم اذا وعد وفی » است كه مردم شیخ شبان با اخلاص و صداقت وعده دادند: « تا خون در رگ ماست ؛ خميني رهبر ماست. » و قرآن كريم هم ميفرمايد: « ... من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه ... » و هيچ شكي ( العیاذ بالله ) نتوان كرد كه : « صدق الله العلي العظيم و صدق رسوله الأمين ».
* * * * * *
* وضعيت امکانات موجود :
به لطف الهی و به سبب عنايت ويژه زائرین و ارادتمندان این بزرگوار؛ امكانات و تسهيلات تفريحي، گردشگري، اسکان، جاده آسفالته، پاركينگ، زائرسرا، پارک بازي کودکان، سکوهاي نشيمن و ... آستان مقدس حضرت امامزاده سيد بهاء الدين محمد (ع) نیز در حال حاضر، از وضعيت نسبتاً مطلوبتري نسبت به چند سال قبل براي پذيرايي از زائران و گردشگران برخوردار است، لکن تا رسیدن به حد شایسته و مورد نیاز فاصله زیاد و نیازمند همت و یاری بیشتری است.
* * * * * *
و من اله التوفیق
سید احمد احمدی شیخ شبانی
آثار
عصای حضرت موسى علیة السلام

تصویر قطعات چوبی از کشتی نوح پیامبر علیة السلام
عمامه حضرت یوسف علیه السلام

مقبره نوح پیامبر علیة السلام
قبر پیامبر عمران علیة السلام
مقبره أیوب پیامبر علیه السلام
تصویر قبر یحى پیامبر علیة السلام در دمشق

مقام سیدنا ابراهیم من الداخل
وتوضح الصور مكان قدمیة محفورة فی الصخر بامر الله سبحانة وتعالى

من مخطوطات مكتبة الاسكندریة (صحائف موسى علیه السلام )
آرامگاه حضرت زكریا علیه السلام
آرامگاه نبی الله شیث علیه السلام
محتشم
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می کند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین، نور مشرقین
پرورده ی کنار رسول خدا، حسین
کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا
در خاک و خون طپیده میدان کربلا
گر چشم روزگار به رو زار می گریست
خون می گذشت از سر ایوان کربلا
نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک
زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا
از آب هم مضایقه کردندکوفیان
خوش داشتند حرمت مهمان کربلا
بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند
خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا
زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد
فریاد العطش ز بیابان کربلا
آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم
کردند رو به خیمه ی سلطان کربلا
آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد
کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد
کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی
وین خرگه بلند ستون بیستون شدی
کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه
سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی
کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت
یک شعله ی برق خرمن گردون دون شدی
کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان
سیماب وار گوی زمین بی سکون شدی
کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک
جان جهانیان همه از تن برون شدی
کاش آن زمانکه کشتی آل نبی شکست
عالم تمام غرقه دریای خون شدی
آن انتقام گر نفتادی به روزحشر
با این عمل معامله ی دهر چون شدی
آل نبی چو دست تظلم برآورند
ارکان عرش را به تلاطم درآورند
بر خوان غم چو عالمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسله ی انبیا زدند
نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید
زان ضربتی که بر سر شیرخدا زدند
آن در که جبرئیل امین بود خادمش
اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند
بس آتشی ز اخگر الماس ریزه ها
افروختند و در حسن مجتبی زدند
وآنگه سرادقی که ملک مجرمش نبود
کندند از مدینه و در کربلا زدند
وز تیشه ی ستیزه درآن دشت کوفیان
بس نخل ها ز گلشن آل عبا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنه ی خلف مرتضی زدند
اهل حرم دریده گریبان، گشوده مو
فریاد بر در ِ حرم کبریا زدند
روح الامین نهاده به زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب
چون خون ز حلق تشنه ی او بر زمین رسید
جوش از زمین به ذروه عرش برین رسید
نزدیک شد که خانه ی ایمان شود خراب
از بس شکست ها که به ارکان دین رسید
نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند
طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید
باد آن غبار چون به مزار نبی رساند
گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید
یکباره جامه در خم گردون به نیل زد
چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید
پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش
از انبیا به حضرت روح الامین رسید
کرد این خیال وهم غلط کار کان غبار
تا دامن جلال جهان آفرین رسید
هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال
او در دلست و هیچ دلی نیست بی ملال
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یک باره بر جریده ی رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
ارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند
آه از دمی که باکفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعله ی آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصه ی محشر قدم زنند
جمعی که زد به هم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب حرم چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار
خورشید سربرهنه برآمد ز کوهسار
موجی به جنبش آمد و برخاست کوه
ابری به بارش آمد وبگریست زار زار
گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن
گفتی فتاد از حرکت چرخ بیقرار
عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر
افتاد در گمان که قیامت شدآشکار
آن خیمهای که گیسوی حورش طناب بود
شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار
جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل
گشتند بیعماری محمل شتر سوار
با آنکه سر زد آن عمل از امت نبی
روحالامین ز روح نبی گشت شرمسار
وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد
نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد
بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد
شور و نشور واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هرجا که بود آهویی از دشت پا کشید
هرجا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت به باد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد
هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری تیغ و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعره ی هذا حسین زود
سر زد چنانکه آتش ازو در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول
رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول
این کشته ی فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
این نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
این ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این خشک لب فتاده دور از لب فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
این شاه کم سپاه که باخیل اشگ و آه
خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
کای مونس شکسته دلان حال ماببین
ما را غریب و بی کس و بی آشنا ببین
اولاد خویش را که شفیعان محشرند
در ورطه ی عقوبت اهل جفا ببین
در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان
واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین
نی ورا چو ابر خروشان به کربلا
طغیان سیل فتنه و موج بلاببین
تن های کشتگان همه در خاک و خون نگر
سرهای سروران همه بر نیزه هاببین
آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام
یک نیزه اش ز دوش مخالف جدا ببین
آن تن که بود پرورشش در کنار تو
غلطان به خاک معرکه ی کربلا ببین
یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد
کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد
خاموش محتشم که دلسنگ آب شد
بنیاد صبر و خانه ی طاقت خراب شد
خاموش محتشم که ازین حرف سوزناک
مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد
خاموش محتشم که ازین شعر خون چکان
در دیده ی اشگ مستمعان خوناب شد
خاموش محتشم که ازین نظم گریه خیز
روی زمین به اشک جگرگون کباب شد
خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست
دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد
خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب
از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد
خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین
جبریل را ز روی پیامبر حجاب شد
تا چرخ سفله بود خطایی چنین نکرد
بر هیچ آفریده جفایی چنین نکرد
ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده ای
وز کین چه ها درین ستم آباد کرده ای
بر طعنت این بس است که با عترت رسول
بیداد کرده خصم و تو امداد کرده ای
ای زاده زیاد نکرده است هیچگه
نمرود این عمل که تو شداد کرده ای
کام یزید داده ای از کشتن حسین
بنگر که را به قتل که دلشاد کرده ای
بهر خسی که بار درخت شقاوتست
درباغ دین چه با گل و شمشاد کرده ای
با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو
با مصطفی و حیدر و اولاد کرده ای
حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن
آزرده اش به خنجر بیداد کرده ای
ترسم تو را دمی که به محشر برآورند
از آتش تو دود به محشردرآورند
محتشم کاشانی
سقای حسین(ع)




از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد میشود.وی ادامه داد: شما به خوبی میدانید اگر آب به مدت 10 روز در یک جا بماند گندیده میشود، اما این آب با وجود اینکه درب ورودی آن بسته شده مانند گلاب میماند و دراطراف قبر مطهر حضرت اباالفضل حلقه زده و همچنان بسیار تازه و معطر مانده است. شیخ عباس ادامه داد: این آب به ارتفاع یک متر بالاتر از قبر قرار دارد، اما هرگز وارد مرقد مطهر نشده و من اینها را به چشم خود دیدهام و بارها شاهد بودهام چقدر افراد کور وارد حرم شده و چند قطره از این آب در چشمان آنها ریخته شده و بینا شدهاند و یا افرادی دارای امراض پوستی و سرطانی با استفاده از این آب شفا پیدا کردهاند. وی ادامه داد: مگر آب دریای رحمت اباالفضل تمام میشود. وی افزود: هم اکنون در بخش درب صاحبالزمان مرقد مطهر اباالفضل پنجره کوچکی قرار دارد که وصل به سرداب حرم است و اگر نگاه کنید از آن مرتب بوی گلاب میاید و این همان آبی است که متأسفانه خادمان کنونی در ورودی آن را و راه رسیدگی به سرداب را به روی زوار بستهاند.
شاهچراغ
آرامگاه سید میراحمدبن موسی الكاظم (ع) برادر حضرت رضا (ع) - معروف به شاه چراغ در مركز شیراز و كنار میدانی به نام احمدی قرار دارد.
گنبد نیلوفری شاه چراغ به سبك بسیار زیبایی كاشی كاری شده و از دور پیداست. این آرامگاه در نزد شیرازی ها دارای شكوه و قداست خاصی است و به همین مناسبت همیشه زیارتگاه مؤمنین و مؤمنات بوده است.
درون حرم را با به كار بردن آینه های ریز رنگین، به سبكی هنرمندانه، آینه كاری كرده و انواع خط های زیبای فارسی و عربی، تزیین كننده نمای اطراف آینه ها و كاشی ها است.
بنای حرم، مشتمل بر ایوانی در جلو و حرمی گسترده در پشت ایوان است كه در چهار جانب حرم، چهار شاه نشین قرار گرفته و مسجدی نیز در پشت حرم (سمت غرب) ساخته شده است. ضریح مطهر در شاه نشین زیر گنبد قرار دارد و از نقره ساخته شده است.
حیاط شاه چراغ دارای دو در اصلی ورودی است كه در سمت جنوب و شمال حرم از زیر دو سر در بزرگ كاشی كاری شده گذشته و وارد حیاط وسیع حرم می شویم. در میان حیاط، حوض بزرگ فواره داری ساخته شده و در اطراف حوض درختكاری شده است. حرم مطهر شاهچراغ در سمت غرب حیاط و حرم سید میر محمد(ع)- برادر شاه چراغ - در سمت شمال شرقی حیاط قرار دارد.
غیر از دو در اصلی، دو در فرعی دیگر نیز وجود دارد كه یكی به بازار حاجی و دیگر به مسجد جامع عتیق می رود درگاه مانندی نیز از ضلع شمال حیاط وارد بازار شاه چراغ می شود.
در دور تا دور حیاط، اتاق هایی دو طبقه ساخته شده كه در پیشانی و جرزهای جلو آنها كاشی كاری شده است. ستون های آهنی ایوان حرم به وسیله چوب های نفیس پوشش داده شده و در سقف مسطح آن نیز چوب منبت كاری شده به كار رفته است. امكانات وسیعی مثل پاسگاه انتظامی، دفتر پست و مخابرات، كتابخانه و موزه در این حیاط وسیع برای رفاه مردم ایجاد شده است.
ویژگی های شخصیت احمد(ع):
حضرت احمد (ع) در نزد پدرش امام موسی كاظم(ع)، از جایگاه و احترام ویژه ای برخوردار بوده است. نوشته اند كه حضرت احمد، مردی كریم، جلیل القدر، بزرگوار و پارسا بود. حضرت امام موسی كاظم (ع) به دلیل علاقه ای كه به حضرت احمد (ع) داشت، ملكی به نام یسیره را به او هدیه كرد، ملكی كه بعدها حضرت احمد (ع) آن را فروخت و به وسیله آن هزار اسیر را آزاد كرد.
پیشنهاد شیعیان برای امامت حضرت احمد بعد از امام موسی كاظم (ع)
اعتبار و جایگاه احمد(ع) در بین فرزندان امام موسی (ع) تا اندازه ای بود كه پس از شهادت امام موسی كاظم (ع)، گروهی از مردم به حمایت از امامت احمد (ع) برخاستند و فرقه ای به نام امامیه را پدید آوردند.
شهادت احمدبن موسی(ع):
بنا به دستور قتلغ، سربازان وی به پناهگاه حضرت احمدبن موسی(ع) حمله ور شدند آن حضرت، شجاعانه در برابر سربازان به دفاع از خود پرداخت. دشمنان كه از پس او برنمی آمدند، دیوار پشتی مخفی گاه حضرت را خراب كرده و به درون خانه او نفوذ كردند و از پشت سر با شمشیر، فرق مبارك آن حضرت را شكافتند و سپس خانه را بر بدن مطهر او ویران كردند، این واقعه در تاریخ 17 رجب رخ داده است.
پیدایش قبر احمدبن موسی(ع):
تاریخ نویسان، زمان پیدایش قبر حضرت احمد را یكسان ننوشته اند. گروهی آن را در زمان امیر عضدالدوله دیلمی (373-338) و گروهی دیگر، در زمان امیر مقرب الدین مسعودبن بدر (متوفی به سال 665 ه.ق) نوشته اند.
تاریخچه آرامگاه احمدبن موسی(ع):
در سال 745 (ه.ق) مادر شاه شیخ ابواسحاق اینجو پادشاه فارس، ملكه تاشی خاتون اقدامات نیكویی بر بارگاه آن حضرت انجام داد. این بانوی نیكوكار، اقدام به بهسازی بارگاه كرد و در عرض 5 سال از سال 745 تا 750 (ه.ق) آرامگاهی وسیع و گنبدی بلند بر آن ساخت. همچنین در جنب آرامگاه، مدرسه ای وسیع بنا كرد. او همچنین تعداد زیادی از مغازه های بازار نزدیك حرم و ملك میمند فارس را وقف بر این آستان مقدس كرد.
ابن بطوطه جهانگرد مراكشی كه در سال 748 (ه.ق) برای بار دوم به شیراز سفر كرده، در سفرنامه خود درباره اقدامات ملكه تاشی خاتون و توصیف آرامگاه، چنین نوشته است:
این آرامگاه در نظر شیرازی ها احترام تمام دارد و مردم برای تبرك و توسل به زیارتش می روند. تاشی خاتون، مادر شاه ابواسحاق، در جوار این بقعه بزرگ، مدرسه و زاویه ای ساخته است كه در آن به اطعام مسافران می پردازند و عده ای از قاریان پیوسته بر سر تربت امام زاده، قرآن می خوانند شب های دوشنبه، خاتون به زیارت آرامگاه می آید و در آن شب قضات و فقها و سادات شیراز نیز حاضر می شوند. این جمعیت در بقعه جمه می شوند و با آهنگ خوش به قرائت قرآن مشغول می شوند. خوراك و میوه به مردم داده م یشود و پس از صرف طعام، واعظ، بالای منبر می رود و تمام این كارها در بین نماز عصر و شام انجام می گیرد.
خاتون در غرفه مشبكی كه مشرف به مسجد است، می نشیند. در آخر هم (به احترام این بقعه) همانند سرای پادشاهان طبل و شیپور و بوق می نوازند.
در سال 912 (ه.ق) به دستور شاه اسماعیل صفوی، بهسازی گسترده ای بر آرامگاه انجام گرفت. 85 سال بعد بر اثر زلزله سال 997 (ه.ق)، نیمی از گنبد آرامگاه ویران شد كه دوباره در سال های بعد بازسازی گردید.
در سال 1142 (ه.ق) نادرشاه افشار بهسازی گسترده ای بر این آرامگاه انجام داد و به دستور او قندیل بزرگی در زیر سقف و گنبد آویزان كردند. نادرشاه پیش از گرفتن شیراز و غلبه بر افغان ها، پیمان بسته بود كه اگر در جنگ پیروز شود، بهسازی شایسته ای بر این بقعه انجام دهد. بنابراین پس از پیروزی بر افغان ها و تسلط شیراز، 1500 تومان پول آن زمان را صرف بهسازی شاه چراغ كرد و قندیل او 720 مثقال وزن داشته كه از طلای ناب و زنجیر نقره ای ساخته بوده اند. این قندیل تا سال 1239 (ه.ق) همچنان آویزان بود.
در زلزله سال 1239 (ه.ق) شیراز با خاك یكسان شد و این آرامگاه نیز به كلی مخروبه گردید، نویسنده تذكره دلگشا كه خود شاهد این زلزله بوده است چنین می نویسد:
گنبد بقعه (شاه چراغ) كه از غایت ارتفاع، آفتاب جهان تاب هر روز در نیم روز خود را در سایه آن كشیدی به یك دفعه چنان بر زمین خورد كه زمین شكافته و در اعماق خاك فرو رفت... و آن عمارات عالی ... تو گویی همیشه ویران بوده ... .
پس از زلزله، قندیل اهدایی نادرشاه را فروختند و صرف بازسازی آرامگاه كردند.
در سال 1243 (ه.ق) به دستور فتحعلی شاه قاجار، حسینعلی میرزا فرمانفرما، پی گیر شد تا كف بقعه را یك متر از سطح زمین بلندتر بسازد. این كار صورت گرفت و به جای استفاده از سنگ و ساروج، آن را از سنگ و آجر و گچ بنا كردند و در آخر ضریحی نقره ای بر مزار مطهر نصب كردند. در سال 1269 (ه.ق) بر اثر زلزله، گنبد آرامگاه شكست و فرو ریخت. در همان سال محمدناصر ظهیرالدوله آن را نوسازی كرد.
در سال 1289 (ه.ق) مسعود میرزا ظل السلطان دری نقره ای بر ورودی حرم نصب كرد و در سال 1292 (ه.ق) شاهزاده ظل السلطان، ساعت زنگ دار بزرگی بر برج جنوبی بقعه نصب كرد.
در سال 1306 (ه.ق) آینه كاری مفصلی بر دیوارهای داخل حرم انجام گرفت.
در سال 1336 خورشیدی، آخرین گنبد قدیمی آرامگاه برچیده شد و اولین گنبد با بتون آرمه ای توسط انجمن آثار ملی و اداره باستان شناسی فارس ساخته شد.
در سال 1360 خورشیدی با حكمی از سوی حضرت امام خمینی (ره) سید محمد مهدی دستغیب به تولیت آستان مقدس احمدی و محمدی منصوب شدند.
از نخستین سال های پس از انقلاب اسلامی، تاكنون كارهای زیر انجام گرفته است:
- توسعه مجموعه فرهنگی مذهبی حرم در زمینی به مساحت 100 هزار متر مربع.
- ایجاد 162 حجره در دور تا دور حیاط در دو طبقه كه پیشانی و تاق نمای این حجره ها تماماً كاشی كاری شده است.
- نصب سنگ مرمر در كف حرم مطهر و دیوارهای اطراف.
- سنگ فرش كردن حیاط وسیع آرامگاه.
- ساخت سر در جنوبی كه اسكلت این در، بتون آرمه است و قسمتی از وصیت نامه امام بر روی كاشی معرق به خط نستعلیق
زینت بخش فضای درونی آن است. دو لنگه در وروردی آن از چوب ساج تهیه شده و به وسیله ورق و قبه های هشت پر برنزی آراسته شده است.
- در غرب حرم، سالنی زیبا ساخته شده كه كف آن و دیوارهای اطراف تا ارتفاع 1.5 متر سنگ مرمر شده و اسامی الهی با خط زیبا و به رنگ طلایی بر سطح آن نوشته شده اتس. پنجره های مشبك چوبی و شیشه های رنگی در شكل مختلف، زیبایی آن را دوچندان كرده است. آینه كاری و گچ بری آن به سبك سنتی انجام گرفته است.
- ساخت گلدسته جنوبی، این گلدسته شبیه و قرینه گلدسته شمالی است. كاشی كاری آن دارای رنگ طبیعی است. اگر چه بدنه آن و نوشته هایش شبیه گلدسته شمالی است اما سطح گلدسته شمالی به نام های خداوند مزین شده و حال آن كه بر بدنه این گلدسته،
نام های امامان و لقب های آنها با هنرمندی خاصی نوشته شده ا ست.
- در سقف ایوان، چوب ساج به كار رفته و اسامی الهی و ائمه اطهار با چوب نارج و افرا بر آن نوشته شده است.
- حوض بزرگی در میان حیاط با الهام از سبك مذهبی ساخته شده است. سنگ های بزرگ این حوض از جنس چینی است و از معادن نی ریز فارس تهیه شده است.
- در دور تا دور آرامگاه، خارج از محوطه، بازارهایی دوطبقه ساخته شده اند. ساختمان این بازارها اگر چه با مصالح نوین ساخته شده، اما در ساخت آن، شیوه سنتی و معماری اصیل ایرانی محفوظ مانده است.
برگرفته از سایت:http://www.shirazcity.org
حسین
بسم الله الرحمن الرحیم
پسرم! تو را سفارش می کنم به تقوای الهی در توانگری و درویشی ، حق گوئی در خشنودی و خشم ، میانه روی در رفاه و تنگدستی ، دادگری با دوست و دشمن ، کار در نشاط و کسالت ، رضایت از پروردگار در سختی و گشایش ... پسرم! شری که پایانش بهشت باشد شر نیست و خیری که آخرش جهنم باشد خیر نیست، هر نعمتی جز بهشت ، کوچک و هر بلائی غیر از آتش دوزخ سلامت است ....
پسرم! هر که عیب خویش بیند، عیب دیگران نجوید.... هر که به تقدیر الهی تن دهد بر آنچه از دستش رود غمگین نشود، هر که شمشیر ستم بر کشد به همان کشته می شود و هر که برای برادرش چاهی بکند ، در آن فرو افتد ... هر که پردهء دیگران بدرد ، عیب خانواده اش آشکار شود... و هر که خطای خود فراموش کند ، خطای دیگران را بزرگ شمارد .... هر که به مردم بزرگی فروشد زبون شود..... هر که بسیار سخن گوید اشتباهش بسیار باشد و هر که اشتباهش زیاد شد ، شرمش کم می شود و هر که شرمش اندک شد تقوایش کم می شود و دلش می میرد و به دوزخ می رود....
پسرم! کسی که عیبهای مردم را ببیند و خود مرتکب آنها شود احمق است هر که از هواهای نفسانی صرف نظر کند آزاد است و هر که حسد را از خود دور سازد محبت مردم را جلب کند....
پسر عزیزم! عزت مؤمن به بی نیازی از مردم است، قناعت ،مالی تمام نشدنی است و هر که بسیار به یاد مرگ باشد از دنیا به اندک خشنود می شود .
پسرم! ادب بهترین میراث است ، خوش خوئی بهترین انیس ، قطع رحم برکت را از بین می برد...
پسرم! صبر بر مصیات از گنجهای ایمان است
فرزندم ! چه بسا که یک نگاه حسرتی به بار آورد و یک کلمه نعمتی را بر باد دهد .
پسرم! هیچ گنهکاری را از رحمت حق مایوس نکن ،زیرا بسیارند گنهکارانی که پس از سالها گناه کردن عاقبت به خیر شدند و عبادت کنندگانی که پس از سالها عبادت به فساد روی آوردند ، به خدا پناه می بریم از آتش .
پسرکم! چه بسیار نافرمانها که نجات یافتند و چه بسیار مطیعان که هلاک شدند... وای بر ستمکاران از داوریِ خدائی که حاکم بر حکمرانان و آگاه به رازهای پنهان است!
پسرم! ستم بر بندگان خدا به توشه ای برای قیامت است وای بر آنان که به محرومیت و بی یاوری و نافرمانی از خدا مبتلا شده است ، آنچه برای دیگران نمی پسندد بر خود می پسندد و کاری را که خود انجام می دهد بر دیگران عیب می گیرد....پسرم بدان هرکس نرم گفتار باشد مردم دوستش دارند خداوند تو را توفیق هدایت عطا فرماید و به قدرتش تو را از اهل طاعت قرار دهد که او منبع جود و کرامت است... ( تحف العقول عن آل الرسول ، ص ٨٨-٩١ ) .
جلال
اگر یک وقتی بود که با یک آیه قرآن همه دهانها بسته میشد
و هر مخالفتی سر جایش می نشست ،
حالا در هر باب نقل یک جمله از فلان فرنگی
همه دهانها را می بندد. غربزدگی- جلال آل احمد
بختیار
حاج بختيار «پيرژان»
اين بقعه در بخش چوار از توابع شهرستان ايلام واقع گرديده است؛ از طرف شرق به شهرك شهيد رجايي، از طرف غرب به روستاي « بانسرور »، از طرف جنوب به يك پرتگاه نسبتاً بلند و رودخانه و از طرف شمال به كوه « شيرهزول » محدود گرديده است.
اين بقعه فاقد كتيبة تاريخي و شجرهنامه ميباشد. داراي بنايي قديمي بوده و گفته ميشود قدمت آن به دوران قبل از حكومت صفويه ميرسد و ابعاد آن 8×10 متر بوده است. (بايگاني ميراث فرهنگي ايلام)
دو نظر دربارة بختيار وجود دارد: گروهي بر اين باورند وي فرزند امام موسي كاظم (ع) و برادر امام رضا (ع) ميباشد، مدتي در كشور عراق و شهر سامرا زندگي كرده و زماني كه امام رضا به خراسان ميرود تمامي اقوامش جهت ملحق شدن به امام راهي آنجا ميشوند و حاج بختيار كه از جمله آنان است در همين مكان فعلي از دنيا رفته و به خاك سپرده شده است.
عدهاي ديگر بر اين پندارند كه در زمانهاي خيلي دور حاج بختيار از دست حكام ظالم و ستمگر وقت ميگريزد و در اين روستا سكني گزيده و تا آخر عمر در آنجا به سر برده است.
مردم اين روستا به حاج بختيار «پيرژان» لقب دادهاند و معتقدند كه اسم اصلي او چيز ديگري ميباشد. ليكن حاجي به معني برآورده كردن حاجت و بختيار به معني اختيار زياد ميدانند.
از سایت شهر من ایلام
مشهد
{مکان های زیارتی مشهد}
حرم مطهر امام رضا (ع)» ادرس:خیابان طبرسی-میدان شهدا-فلکه برق
یاسر ناصر» ادرس:بلوار وکیل اباد»طرقبه»خیابان امام رضا
خواجه اباصلت» ادرس: کیلومتر 7 جاده فریمان
ارامگاه خواجه ربیع» ادرس:بلوار خواجه ربیع
امام زاده یحیی در میامی» ادرس:65 کیلومتری مشهد-سرخس
خواجه مراد» ادرس:کیلومتر 10 جاده فریمان
{مکان های تفریحی ودیدنی}
موزه استان قدس» ادرس:صحن امام خمینی واقع در حرم مطهر
ارامگاه فردوسی» ادرس:کیلومتر 22 جاده قوچان
بقعه هارونیه(زندان هارون)» ادرس:نزدیک ارامگاه فردوسی
ارامگاه و موزه نادرشاه افشار» ادرس:چهارراه شهدا
پارک ملت»ادرس:ابتدای بلوار وکیل اباد
پارک وکیل اباد» ادرس:انتهای بلوار وکبل اباد
پارک جنگلی» ادرس:ابتدای جاده نیشابور نرسیده به پلیس راه
پارک وحدت» ادرس:بلوار وحدت
پارک کوهسنگی» ادرس:انتهای خیابان کوهسنگی صدا وسیما مشهد
کوهستان پارک شادی» ادرس:انتهای بلوار وکیل اباد
بند گلستان» ادرس:طرقبه
طرقبه» ادرس:انتهای بلوار وکیل اباد
شاندیز» ادرس:انتهای بلوار وکیل اباد
زشک» ادرس:رنتهای شاندیز
جاغرق» ادرس:انتهای طرقبه
کنگ» ادرس:طرقبه
ابرده» ادرس:بعد از شاندیز
چشمه گیلاس» ادرس:50 کیلومتری شمال مشهد
ابشار اخلمد» ادرس:75 کیلومتری جاده قوچان
دریاچه بزنگان» ادرس:85 کیلومتری مشهد-سرخس
غار مغان» ادرس:30 کیلومتری جنوب غربی مشهد
باجگیران» ادرس:جاده قوچان را درگز
سد کارده» ادرس:انتهای بلوار خواجه ربیع
طرق و عارفی» ادرس:جاده فریمان


















...زیارت بنده گان خدا