X
تبلیغات
آلبوم حرم دوستان خدا






























آلبوم حرم دوستان خدا

تصاویر و مطالب منحصر به فرد در خصوص توریسم مذهبی

از مسجد که خارج شدیم به سمت پایین که شهرداری قرار داره حرکت می کنیم که دوباره به همان

دوراهی می رسیم .

اگر به سمت پایین حرکت کنیم به مرکز شهر می رسیم که کتابخونه -پارک و مغازه و... این قسمت واقع

شده می رسیم و من از توصیف زیبایی اون عاجزم .

اگر سری هم به انتهای شهر بزنیم به یک بنای تاریخی که هم اکنون در حال مرمت و بازسازی برای

ساخت موزه می باشد و روبروی آن هم یک حسینیه در حال بازسازی است.

همچنین چندین امامزاده در آلاشت قرار دارد از جمله :امامزاده شاهنور - پیر بزرگوارـ حاجی امامزاده ـ

امامزاده حلی چال و امامزاده دختر پاک(این امامزاده خواهر امام رضا(ع)می باشد و مخصوص خانم

هاست و ورود آقایون ممنوع می باشد)

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 15:10 توسط زائر|

امامزاده ای در ارتفاع

 

نزدیک صلوة ظهر وقتی به قله رسیدیم ساختمانی سنگی کوچکی را برفراز آن دیدیم که مقبره یکی از بزرگان سادات از تبار علویان است،كه با خواندن فاتحه اي برمزار اين سيّد عاليقدر روح خودرا به ياد جدّش حضرت زهرا(س) كه فرداي روز صعود به اين قلّه سالروز رحلت آن بانوي پاك ومعصوم بود جلا داديم  یکی از کوهنوردان آن محل می گفت که این مقبره مربوط به سید یحیی کیائی حاکم منطقه حدود 800 سال پیش است که خود وصیت نموده تا در بلند ترین نقطه مازندران دفنش نمایند. شاید یکی از معدود امامزاده هایی باشد که بر فراز قله ای به ارتفاع 3620 متر باشد که روحانیت خاصی را به آن بالا بخشیده بود.

 

                                     مقبره سید یحیی کیائی بر فراز قله سماموس

    آسمان پاک وشفّاف پس از یک روز بارانی باعث شده بودبه خوبی کلیه ارتفاعات مشرف به دره الموت و شمال را از راه دور از جمله قلّه های "علم کوه" "تخت سلیمان " "سیالان" و سایر قلل مرتفع سلسله جبال البرز مرکزی و غربی را از بالای این قله به خوبی مشاهده نماییم مضافاْ بر این که دریای خزر با جنگل های دامنه کوههايش را که قشر عظیمی از مه فرا گرفته بود چشم اندازبسیار زیبایی باخود داشت

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:15 توسط زائر|


با یاد مادر مقدس جهان حضرت فاطمه سرنوشت این بنده خدای را ببینید

 

 

برنادت مقدّس

حتما فیلم آهنگ برنادت رو یادتون می یاد. فیلمی که در رابطه با داستان برنادت مقدس ساخته شده بود و این اواخر از شبکه 4 تلویزیون ایران پخش شد. وقتی که فیلم رو تماشا می کردیم هیچ وقت فکرش رو هم نمی کردیم که روزی بتونیم از آرامگاه برنادت مقدس دیدن کنیم و از نزدیک با واقعیت زندگی این بانوی پاک آشنا بشیم.برای رفتن به آرامگاه به شهر Nevers در 260 کیلومتری جنوب شهر پاریس رفتیم.هر Nevers بسیار قدیمی و زیبا بود ولی متاسفانه وقتی به دنبال آدرس می گشتیم متوجه مطلبی شدیم . آخه چطور ممکنه که توی شهری باشی که مکانی به این معروفی و مقدسی داشته باشه که از سراسر دنیا برای زیارت به اونجا می یان و مردم ساکن اون شهر حتی آدرس و نشونه ای از اون نداشته باشن. انگار که تا حالا اسمش رو هم نشنیدن. جای تاسفه و ما به این فکر می کردیم که اگر چنین آرامگاهی توی ایران بود ...و باز هم جای تاسفه که وقتی آدرس رو پیدا کردیم و وارد مقبره شدیم با تعداد انگشت شمار زائران که اونها هم همه خارجی بودند مواجه شدیم . توی امامزاده های دورافتاده و صعب العبور ما بیشتر آدم پیدا می شد تا اینجا. این مساله رو به کشیش داخل کلیسا هم گفتیم و اون هم واقعا از این بی توجهی ناراحت بود.

به هر حال شرح داستان برنادت مقدس:

                                                      

11 فوریه سال 1858 ( حدودا 149 سال پیش ) در شهر Lourdes  فرانسه دختری 14 ساله به نام برنادت سوبیرو در زباله دانی ماساویه ، بانوی مقدسی را بر دهانه غار ماساویه مشاهده کرد. بانویی سرتاپا سپید پوش و زیبا ، با شالی آبی رنگ که به کمر خود بسته بود و بر روی پاهایش پوشیده شده از گلهای طلایی بود. در دست بانو تسبیحی از مروارید و یک صلیب طلایی بود. بانو به برنادت لبخندی زد و با او صحبت کرد. ( حضرت مریم )

خبر دیدن مریم مقدس به زودی در کل شهر لرد پیچید و هنگام رفتن برنادت به ماساویه خانواده او و همچنین عده ای از مردم شهر همراه او شدند تا مریم مقدس را مشاهده کنند ، در حالی که تنها برنادت قادر به دیدن بانوی مقدس بود و این امر باور کردن سخنان او را سخت می نمود و همچنین ظاهر شدن حضرت مریم در این مکان کثیف ، غیر عادی و دور از عقل به نظر می رسید، اما پدید آمدن چشمه ای در آنجا و شفا گرفتن مردم از آب آن چشمه تصدیقی بر گفته های برنادت بود.Massabielle به یکی از عبادتگاه های مهم مسیحیان تبدیل شده و مردم برای عبادت و گرفتن شفا از هر سوی دنیا به این مکان مقدس می شتابند.اما جایی که ما رفته بودیم ماساویه نبود و صومعه ای بود در شهر نورس. برنادت وقتی 22 ساله بود یعنی در سال 1866 ، به این صومعه آمد تا بتواند به آرزوی خود که راهبه شدن بود جامه عمل بپوشاند. او همیشه در مقابل صلیب داخل صومعه و تندیس مریم مقدس به عبادت می پرداخت و روز به روز عشق به پروردگار و حضرت مسیح را بیشتر در وجود خود حس می کرد. تا اینکه بیماری سختی برنادت را به لحظه مرگ نزدیک و نزدیک تر  کرد. او حتی توان راه رفتن هم نداشت و سرانجام فرشته مرگ بر بالین او حضور یافت و او در سال 1879 و در سن 35 سالگی به علت سرطان استخوان در گذشت. توموری بزرگ روی زانوی او قرار داشت و مدتها به سرطان استخوان مبتلا بود. درد و رنج این بیماری به قدری است که مردان تنومند را به گریه می اندازد ولی او از بیماریش با کسی نه سخن گفته بود و نه شکوه ای کرده بود.مریم مقدس به او گفته بوددر این دنیا نمی توانم به تو قول خوشبختی بدهم اما دنیای دیگرآری

                                         

 جسد برنادت را در این صومعه کوچک دفن کردند. سالها گذشت و ماجرای او همچنان بر سر زبانها بود. عدّّّّّّّّّّّّه ای هم هنوز به حرفهای این دختر پاک ایمان نداشتند و به دنبال دلیل محکمتری بودند. سر انجام تصمیم گرفتند تا جسد برنادت را از خاک بیرون بیاورند. آیا بعد از گذشت 30 سال ، بیرون آوردن چند تکه استخوان پوسیده از خاک کار درستی بود؟ آرامش 30 ساله برنادت را برهم زدند و در حضور مقامات رسمی و پزشکان جسد را بیرون آوردند.همه لال شده بودند . برنادت مثل روز اول سالم ، پاکیزه ، خوشبو و آرام خوابیده بود. جنازه را در محفظه شیشه ای قرار دادند و هر چند سال یک بار آزمایشهای علمی لازم را روی او انجام می دادند تا ببینند جسد رو به متلاشی شدن هست یا نه. همه آزمایشها منفی بود. نباید بیشتر از این آرامش این دختر معصوم را بر هم می زدند. برنادت برای همیشه در آن محفظه شیشه ای آرام گرفت. اکنون 128 سال از مرگ او می گذرد و او همچنان آرام ، خوشبو و سالم به خواب فرو رفته گویی که او هنوز زنده است. برای حفاظت از دستها و صورت او ماسکی تهیه شده و روی پوست برنادت قرار داده اند. باور نکردنی بود!!!!!!

                                           

در سال 1884 داخل محوطه صومعه ، یعنی 5 سال بعد از مرگ برنادت صخره ای دقیقا شبیه به دهانه غار ماساویه شبیه سازی شده که زائران در این مکان شمع روشن می کنند و خواسته های خود را روی کاغذ نوشته و داخل حفره های صخره قرار می دهند. ما هم این کار را انجام دادیم.

 مکان فوق العاده زیبایی بود و حسی که در آن لحظات داشتیم اصلا قابل توصیف نیست. در این مکان پر انرژی بسیاری از رازهای خلقت برای انسان آشکار می شه و انصافا می تونیم ادعا کنیم که در طول سفر جذاب ترین و عجیب ترین جایی بود که در لیست دیده ها و شناخته های ما قرار گرفت

                 
در داخل صومعه موزه ای از تمام لوازم شخصی زندگی برنادت در طول 35 سال زندگی وجود داره و این موزه در سال 1985 جهت پی بردن زائران به واقعیت زندگی این بانوی مقدس دائر شده.

                                        

نوشته شده در  2007/7/28ساعت 17:52  توسط جعفر ادریسی  |

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 12:9 توسط زائر|

 بوستان جنگلي سي سنگان

 

 


اين بوستان با قدمت در ‪ ۳۰‬كيلومتري شرق نوشهر و در مجاورت دريا و جاده ارتباطي نوشهر به نور قرار داشته و يكي از زيباترين بوستانهاي شمال كشور محسوب مي‌شود. ساحل زيباي دريا در مجاورت آن و تنوع پوشش گياهي اين بوستان رابه عنوان يكي از جاذبه‌هاي طبيعي ممتاز ساخته است.

بقعه " سيد محمدكيا سلطان"، " امامزاده طاهر و مطهر" ، " سيدعلي كيا سلطان" ، " امامزاده جعفر " از جمله بناهاي تاريخي اين شهرستان است.

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 12:2 توسط زائر|

* بقعه آقاشاه بالو زاهد


اين بقعه در سه كيلومتري شرق چمستان در ‪ ۱۵‬كيلومتري شرق نور قرار دارد.

آقاشاه بالو از عرفاي قرن هفتم و اوايل قرن هشتم هجري قمري بوده و مرشد شيخ حسن جوري عامل اصلي نهضت سربداران خراسان در زمان حكومت مغولان است.

بناي آجري با گنبدي مخروطي و تزيينات كاشي كاري برروي مرقد آقاشيخ بالو ساخته شده كه از آثار مهم تاريخي مازندران به شمار مي‌رود.

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 11:53 توسط زائر|

* بقعه سلطان احمد بلده


در داخل شهر بلده در دامنه كوه واقع شده و دومين بناي مرتفع شهرستان‌نور است. گنبد آن مخروطي و مصالح آن از آجر و روكش گچ مي‌باشد و در حد فاصل گنبد و بدنه نيز نورگيرهايي تعبيه شده و طاق نماهاي اطراف آن را تزيين كرده‌اند.

گنبد از داخل با مركب سياه زينت يافته وگچ بريهاي زيبايي نيز درآن ديده مي شود و در دو قسمت نقش شيري را كشيده‌اند كه ماري به دور كمر آنها حلقه زده است.

در اين بقعه كتيبه‌اي به خط كوفي وجود دارد كه دوبار نام حضرت محمد (ص) و نام حضرت علي (ع) را نقش كرده‌اند و كتيبه چوبي بروي صندوق نام شيخ احمد نوري و تاريخ ‪ ۱۱۰۲‬هجري قمري را دارد.(irna)

http://www.mazandnume.com

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 11:52 توسط زائر|

خالد نبی کلاله
گزارش تصویری / سرزمین مهر : زیارتگاه خالد نبی (ع) در کلاله
زیارتگاه خالدنبی (ع) که بر برفراز کوههای گوگجه داغ روستای گچی سو - در شرق شهرستان کلاله در استان گلستان واقع شده شامل آرامگاه خالد نبی،بقعه عالم بابا،بقعه چوپان عطا،گورستان و چشمه خضردندان است.

مقبره چوپان آقا ، خادم و چوپان خالد نبی در جوار این آرامگاه

زیارتگاه خالد نبی (ع)  که به بعثت حضرت محمد (ص) بشارت داده

 عکس/ ابوطالب ندری

نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 15:6 توسط زائر|

قالبهای جدید بلاگفا برای

 

استفاده شما عزیزانم

 

هدیه ای از شبکه جهانی خدا به شما

 

...در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه دوازدهم خرداد 1387ساعت 9:28 توسط زائر|

 

نوشته شده در پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 13:41 توسط زائر|

لوداب زیباست. نه آن طور که شنیده ای وگفته اند.باید بیایی واز نزدیک حجم عظیم سرسبزی .شورونشاط را مشاهده کنی.هر چند که در حق این نقطه ازکشورعزیزمان ایران اهمال به خرج داده اند.ولی تنها خدا می داند....که لالستان (لوداب)پراست حجمش ازلاله وگل...وبدان...ای مهربان بدان...که ارمغان خورشید نور وروشنی است هرچند که پشت ابر پنهان باشد.!!وچه زیبا وشنیدنی است خروش مارون پرخروشش.ای کوه نور (نیل)مارون رادریاب...بگذار که شیره ی جانت را بمکد.که این سبزرودهزاران مزرعه را سیراب میکند.فراوان تشنه را حیات می بخشد.تالاب های مرده را پرآب میکند.مایه ی رزق وروزی کشاورزانی است که دست های پینه بسته اشان یاد آورسال هاکارومرارت درزمین خداست که درآبادی های طولدان.چنارستان.حیدر آباد.کرت کان.نصرآباد.آباده.تل دراز.گراب.موردک.ده سم.میان لوداب.دهنو.آبمورد و.....روزگارمی گذرانند.مایه ی حیات آبزیانی است که چشم به کرم تو دارندوباعث سرسبزی باغ امامزاده سید محمد طاهر علیه السلام است وانرژی پرواز کبوترانی است که دور بارگاه حضرتش پرواز می کنند.ای کاش می دانستند !!ومی دانستی!!که این سید بزرگوار.این سید اولاد پیغمبربرکات وکراماتش مردم مهربان.صدیق.ساده دل ودوست داشتنی لوداب رابه آرامش خاطری می رساندکه موجب می شود این چنین با خاک لوداب عجین شوندوکلام همیشگی شان این است که لالستان ما مهر گیاه داردوآن به برکت وجود مبارک امامزاده سید محمد طاهر علیه السلام است وهمین مارابس است وقانع هستیم.یعنی: راضییم به رضای خدا.وتو ای عزیز چه میدانی.که این امامزاده چقدرغریب است وچقدر مظلوم واقع شده است.تنها کلبه ای کوچک دارد که آن راهم شیخ صلبعلی رحمت الله علیه با خون دل وبادستان پینه بسته اش بر آرامگاه مبارک امامزاده بر پا ساخته است واکنون روزانه بیش از هزار نفر زایر دارد.ودرایام نوروز.محرم.رمضان ودیگر مناسبت های اسلامی این تعداد به ده هاهزارنفرمی رسد.بارگاه ملکوتی امامزاده سید محمدطاهرعلیه السلام برلب رودخانه دلنشین مارون ودر میان آبادی های آباده.تل درازوشهرگراب سفلی طنین انداخته است وساخت ومرمت آن دست یک خیر امامزاده سازرامی بوسدکه امیدوارم وازخدامی خواهم که این موهبت نصیب شما مردم خیرومومن ایران اسلامی شود.

نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 14:37 توسط زائر|

عکسهایی از امامزاده صالح روستای مرزرود...
  موضوع: عکسهای امامزاده صالح مرزرود

این امامزاده در ۱۵ کیلومتری شمال شهر ساری و در شرق بلوار ساری -دریاکنار

و در کنار روستای مرزرود قرار داره...

بنا به نقشه مدور و دارای گنبد رک(هشت ترک) و به صورت دو پوش ساخته شده...

علاوه بر تزیینات خارجی بنا ، تزیینات منبت کاری درها و صندوق ان از جمله

شاهکارهای هنری عصر تیموری به شمار می رود...

لازم به ذکره که این بنا در طی صدها سال از گزند سارقان نیز در امان نبوده...

که در اخرین مورد که همین چند سال پیش اتفاق افتاده سارقان قندیل طلای

بالای گنبد امامزاده رو به سرقت بردند...                                                                                                                                                 هر چند یه سری از سارقان دستگیر شدند ولی اون قندیل طلا هرگز پیدا نشد...

یا به عبارتی اون رو هاپولی کردند و رفتن پی کارشون....!!!

از همه مهمتر هم اینکه اب از اب هم تکون نخورد...!!!

 

و اما می رسیم به اصل مطلب...

از شاهکارهای هنری عصر تیموری  و شاهکارهای سارقان عزیز گفتیم ولی....

یه کمی هم از شاهکارهای هنری عصر نوین بگیم...

موضوع اینه که این امامزاده تا چند سال پیش در حال تخریب بود .طوری

که حتی روی گنبد این بنا یه درخت بزرگ انجیر در اومده بود...!!!

بالاخره پس از کشمکش فراوان اقایان !!! تصمیم گرفتند که این بنای تاریخی

رو مرمت کنند...

اون هم چه مرمتی...!!!

چند تا کارگر اوردن و تمام بدنه اجری این بنا رو سیمان کشی کردن و رفتن پی کارشون....

یه همچین بنایی زیباییش به نمای اجری اونه و اونوقت اینا میان روشو سیمان میکشن...!!!

اینجور که معلومه سقفشو هم می خوان ایزوگام کنن و قال قضیه رو بکنند!!!

حالا بی خیالش...

این هم چند تا عکس از امامزاده....

امامزاده صالح روستای مرزرود

 امامزاده صالح روستای مرزرود

امامزاده صالح روستای مرزرود

 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:58 توسط زائر|

لحظات وداع حضرت فاطمه

           (علیهاالسلام)

 


در منابع شیعه و سنی در زمینه شهادت حضرت زهرا علیهاالسلام مطالبی اعم از تاریخی و روایی ذکر شده است که در این مطلب اجمالا به آن می‌پردازیم.

سلیم بن قیس می‌گوید:

از ابن‌عباس شنیدم كه می‌گفت: چون بیماری حضرت فاطمه علیهاالسلام شدید شد، علی‌علیه السلام را طلبید و فرمود:

"وصیت می‌كنم تو را كه بعد از من با امامه دختر خواهر من زینب ازدواج کنی و تابوت مرا چنانچه ملائكه برای من وصف كردند، بسازی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا در[تشییعٍ] جنازه من حاضر شوند.

پس همان روز فاطمه علیهاالسلام از دنیا رحلت كرد. از صدای گریه، مدینه به لرزه در آمد و مردم را دهشتی روی داد مانند روز وفات حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم."

پس ابوبكر و عمر به تعزیه حضرت علی علیه السلام آمدند و گفتند:

تا ما حاضر نشویم بر دختر رسول خدا نماز نگزار.

چون شب رسید، حضرت علی علیه السلام، عباس و فضل پسر او و مقداد و سلمان و ابوذر و عمّار را طلبید و بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نماز گزارد و او را دفن نمود. چون صبح شد، مقداد به ابوبكر و عمر گفت: ما دیشب فاطمه را دفن كردیم. عمر به ابوبكر گفت: نگفتیم چنین خواهند كرد؟ عباس گفت: فاطمه خود چنین وصیت كرده بود كه شما بر او نماز نخوانید.

 عمر گفت: شما كینه قدیم خود را هرگز ترك نمی‌كنید، والله كه می‌روم او را از قبر در آورم و بر او نماز می‌كنم. امیرالمؤمنین علی علیه السلام فرمود: به خدا سوگند اگر این کار را انجام دهی، شمشیر خود را از غلاف بكشم و در نیام نكنم تا تو را و جماعت بسیاری را به قتل رسانم. بعد از این، ایشان توطئه كردند كه علی علیه السلام را به قتل رسانند و گفتند: تا او را نكشیم ما به اهداف خود نمی‌رسیم. ابوبكر گفت: چه كسی این جرأت را می‌كند؟ عمر گفت: خالد بن ولید. پس او را طلبیدند و گفتند: می‌خواهیم تو را بر امر عظیمی بگماریم.

گفت: مرا بر هر کاری می‌خواهید بگمارید، اگرچه بر كشتن علی باشد. گفتند: از برای همین تو را طلبیدیم. خالد گفت: چه وقت او را به قتل برسانم؟ ابوبكر گفت: در وقت نماز در پهلوی او بایست، چون سلام نماز گوید گردن او را بزن. چون در آن وقت، اسماء بنت عمیس كه پیشتر همسر جعفر طیّار بود در خانه ابوبكر زندگی می‌كرد. بر توطئه ایشان مطلع شد، كنیزك خود را گفت: برو به خانه علی و فاطمه علیهاالسلام به دور خانه ایشان بگرد و این آیه را بخوان. " وَ جاءَ رَجُلُ مِن اَقصَا المَدینَةِ یَسعَی قَالَ یا مُوسَی اِنَّ المَلاَ یَاتَمِروُنَ بِکَ لِیَقتُلوکَ فَاخرُج اِنّی لَکَ مِنَ النّاصِحِین."(سوره قصص؛ آیه 20) چون كنیزك آمد و این آیه را خواند، علی علیه السلام فرمود: به خاتون خود بگو: خدا تو را رحمت كند، ایشان قدرت آن ندارند، اگر ایشان مرا بكشند چه كسی با ناكثان و قاسطان و مارقان قتال خواهد كرد. پس حضرت وضو ساخت و به مسجد رفت و مشغول نماز شد. خالد بن ولید آمد و در پهلوی آن حضرت ایستاد، پس ابوبكر در اثنای نمازش پشیمان شد، ترسید كه اگر علی علیه السلام شمشیر بكشد؛ اول او را بكشد، پس تشهدش را بسیار طول داد تا آن كه نزدیك شد تا آفتاب در آید، زیرا می‌ترسید كه اگر سلام بگوید خالد به گفته او عمل كند و فتنه‌ای بر پا شود، پس پیش از سلام نمازش گفت: ای خالد! مكن آنچه را گفته بودم، اگر بكنی تو را خواهم كشت.(كتاب سلیم بن قیس؛ ص 255/ احتجاج؛1/240) و این فتنه دفع شد.

علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.

همچنین شیخ صدوق روایت كرده است: چون از جانب حق تعالی خبر وفات آن سرور بانوان دو عالم دررسید، امّ ایمن را طلبید و- او معتمدترین زنان نزد آن بانو بود- فرمود:

ای امّ ایمن خبر وفاتم، به من رسیده، پس علی را برای من بطلب. چون حضرت امیرعلیه السلام حاضر شد، فرمود: ای پسر عمّ! تو را به انجام مواردی وصیّت می‌كنم. حضرت امیر علیه السلام فرمود: هر چه می‌خواهی بگو، فرمود:

وصیت‌های من اول آن است كه امامه دختر زینب را بعد از من به همسری برگزینی كه تربیت كننده فرزندان من باشد و برای ایشان در مهربانی همانند من است، و تابوتی برای من بساز مثل آنچه ملائكه برای من تصویر كردند و به من نشان دادند. حضرت فرمود: ای فاطمه به من بنما كه چگونه ایشان به تو نشان دادند؟ پس فاطمه علیهاالسلام روشی را كه ملائكه از جانب حق تعالی برای او وصف كرده بودند به آن حضرت نشان داد. پس فرمود: وصیت سوم من آن است كه در هر ساعت از شب و روز كه وفات نمایم، در همان ساعت مرا دفن كنی و تأخیر ننمایی، و نگذاری احدی از دشمنان خدا كه بر من ستم كرده‌اند، بر جنازه من حاضر شوند و بر من نماز خوانند. حضرت امیر علیه السلام فرمود: چنین خواهم كرد.

پس آن بانوعلیهاالسلام در نیمه شب به ریاض جنّت انتقال یافت. حضرت علی علیه السلام در همان ساعت مشغول تجهیز و تكفین آن حضرت گردید. پس از آن كه از غسل و دفن فارغ شد، جنازه را بیرون آورده و جریدی از درخت خرما روشن كرده و با جنازه آن حضرت بیرون آمدند، تا آن كه در همان شب بر آن حضرت علیهاالسلام نماز گزارند و جسد مطهّرش را دفن كردند...(علل الشرایع؛185) علامه مجلسی می‌نویسد: در مدت زندگانی آن بانو علیهاالسلام بعد از پدر بزرگوارش، اختلاف نظر بسیاری میان خاصّه و عامّه می‌باشد، از شش ماه بیشتر و از چهل روز كمتر نگفته‌اند، و احادیث معتبر دلالت می‌كند بر آن كه بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پیغمبر، هفتاد و پنج روز بوده است. ابوالفرج اصفهانی در كتاب مقاتل الطالبیین از حضرت امام محمّدباقر علیه السلام روایت كرده است: مدت بقای آن حضرت علیهاالسلام بعد از پدر خود؛ سه ماه بود.(مقاتل الطالبیّین؛49)

اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در روز وفات آن حضرت نیز اختلاف نظر بسیار است، اكثر علمای امامیه گفته‌اند در روز سوّم جمادی الاول واقع شد. همچنین در سن شریف حضرت فاطمه علیهاالسلام در وقت وفات، اختلاف نظر بسیار است، اكثر روایات معتبر دلالت می‌كند بر آن كه سن شریف آن بانو علیهاالسلام در آن وقت، هیجده سال بوده، و قول صحیح و مشهور میان علمای امامیه همین قول است.

در كتاب روضة الواعظین روایت كرده‌اند كه حضرت فاطمه علیهاالسلام را بیماری شدیدی عارض گردید و تا چهل روز ممتد شد، چون خبر وفات آن حضرت علیهاالسلام به او رسید امّ ایمن و اسماء بنت عمیس و حضرت امیرالمؤمنین‌علیه السلام را حاضر ساخت و گفت: ای پسرعمّ! از آسمان خبر فوت به من رسیده و من عازم سفر آخرتم، تو را وصیت می‌كنم به چیزی چند كه در خاطر دارم.

چون خبر شهادت حضرت زهرا در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

حضرت امیر علیه السلام فرمود: ای دختر رسول خدا آنچه خواهی وصیت كن. پس بر بالین آن حضرت نشست و هر كه در آن خانه بود بیرون كردند. پس ساعتی هر دو گریستند. حضرت علی علیه السلام سر فاطمه علیهاالسلام را مدتی به دامن گرفت و به سینه خود چسبانید و فرمود:

هر چه می‌خواهی وصیت كن، آنچه فرمایی به عمل می‌آورم و امر تو را بر امر خود اختیار می‌كنم. فاطمه علیهاالسلام فرمود: خدا تو را جزای خیر دهد ای پسرعمّ رسول خدا، وصیت می‌كنم تو را اول كه بعد از من امامه را به عقد خود درآوری. او برای فرزندان من مثل من است. پس فرمود: برای من تابوتی قرار ده، زیرا كه ملائكه را دیدم كه صورت تابوت برای من ساختند. پس فرمود: باز وصیّت می‌كنم تو را كه نگذاری كه یكی از آنها كه بر من ستم كرده و حقّ مرا غصب كردند بر جنازه من حاضر شوند، زیرا كه ایشان دشمن من و دشمن رسول خدایند، و نگذاری كه احدی از ایشان و نه از اتباع ایشان، بر من نماز بخوانند، و مرا در شب دفن كنی، در وقتی كه دیده‌ها در خواب باشد. (روضة الواعظین؛151)

ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.

در كشف الغمّه روایت كرده‌اند چون وفات حضرت فاطمه علیهاالسلام نزدیك شد، اسماء بنت عمیس را گفت: آبی بیاور كه من وضو بگیرم، پس وضو گرفت - به روایتی دیگر غسل كرد - و بوی خوش طلبیده و خود را خوشبو گردانید و جامه‌های نو طلبید، پوشید و فرمود:

ای اسماء! جبرئیل در وقت وفات پدرم از بهشت، چهل درهم كافور آورد، حضرت آن را سه قسمت كرد و یك بخش را از برای خود گذاشت و یكی را برای من و یكی را برای علی، آن كافور را بیاور كه مرا به آن حنوط كنند. چون كافور را آورد، فرمود: نزدیك سر من بگذار، پس رو به قبله خوابید و جامه‌ای بر روی خود كشید و فرمود: ای اسماء مدتی صبر كن، بعد از آن مرا صدا کن، اگر جواب نگویم، علی را طلب كن و بدان كه من به پدر خود ملحق گردیده‌ام.

اسماء ساعتی انتظار كشید، بعد از آن فاطمه علیهاالسلام را ندا كرد، صدایی نشنید، پس گفت: ای دختر مصطفی، ای دختر بهترین فرزندان آدم، ای دختر بهترین كسی كه بر روی زمین راه رفته است، ای دختر آن كسی كه در شب معراج به مرتبه قاب قوسین او ادنی رسیده است. چون جواب نشنید جامه را از روی مباركش برداشت، دید كه مرغ روحش به ریاض جنّت پرواز كرده است، پس بر روی آن حضرت افتاد و آن حضرت را می‌بوسید و می‌گفت: چون به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و آله می‌رسی. سلام اسماء بنت عمیس را به آن حضرت برسان.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.

در این حال امام حسن و امام حسین علیهماالسلام از در آمدند و گفتند: ای اسماء! چرا مادر ما در این وقت به خواب رفته است؟ اسماء گفت: مادر شما به خواب نرفته ولیكن به رحمت خداوندی واصل گردیده است، پس حضرت امام حسن علیه السلام خود را بر روی آن حضرت افكند و روی انورش را می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر با من سخن بگو پیش از آن كه روحم از جسد مفارقت كند، و حضرت امام حسین علیه السلام بر پایش افتاد و می‌بوسید و می‌گفت: ای مادر بزرگوار! منم فرزند تو حسین. با من سخن بگو پیش از آن كه دلم شكافته شود و از دنیا مفارقت كنم.

پس اسماء گفت: ای دو جگر گوشه رسول خدا بروید و پدر بزرگوار خود را خبر كنید و وفات مادر خود را به او برسانید. پس ایشان بیرون رفتند، چون نزدیك مسجد رسیدند صدا به گریه بلند كردند، پس صحابه به استقبال ایشان دویدند و گفتند: سبب گریه شما چیست ای فرزندان رسول خدا؟ حق تعالی هرگز دیده شما را گریان نگرداند، مگر جای جدّ خود را خالی دیده‌اید و از شوق ملاقات او گریان گردیده‌اید؟ گفتند: مادر ما از دنیا مفارقت نمود. چون امیرالمؤمنین این خبر را شنید، فرمود: بعد از تو خود را به كه تسلی دهم. (كشف الغمة؛2/122)

چون این خبر در مدینه منتشر گردید، شیون از خانه‌های مدینه بلند شد، و مردم جمع شده بودند و گریه می‌كردند و انتظار بیرون آمدن پیکر حضرت را می‌كشیدند. پس ابوذر بیرون آمد و گفت: بیرون آوردن آن حضرت را به تأخیر انداختند، پس مردم متفرق شده، برگشتند. چون پاسی از شب گذشت و دیده‌ها به خواب رفت، جنازه را بیرون آوردند، امیرمؤمنان و حسن و حسین علیهم السلام و عمّار و مقداد و عقیل و زهیر و ابوذر و سلمان و بریده و گروهی از بنی‌هاشم و خوّاص آن حضرت، بر آن بانوعلیهاالسلام نمازگزاردند و در همان شب دفن كردند. حضرت علی علیه السلام بر دور قبر آن حضرت هفت قبر دیگر ساخت كه ندانند قبر آن بانو علیهاالسلام كدام است.

به روایتی دیگر چهل قبر دیگر را آب پاشیدند كه قبر آن حضرت مشخص نباشد و به روایت دیگر قبر آن حضرت را با زمین هموار كرد كه علامت قبر معلوم نباشد؛ این کارها برای آن بود كه موضع قبر آن حضرت را ندانند و بر قبر ایشان نماز نخوانند و خیال نبش قبر آن را به خاطر نگذرانند.(روضة الواعظین؛151) به این سبب در مورد محل قبر آن بانو علیهاالسلام اختلاف نظر واقع شده است: بعضی گفته‌اند در بقیع نزدیك قبور ائمه بقیع است و بعضی گفته‌اند میان قبر حضرت رسالت و منبر آن حضرت دفن شده است، زیرا كه حضرت فرمود: میان منبر و قبر من باغی از باغ‌های بهشت است و منبر من بر دری از درهای بهشت است. اصّح آن است كه آن حضرت را در خانه خود دفن كردند، چنانچه روایت صحیح بر آن دلالت می‌كند. ابن شهرآشوب و دیگران روایت كرده‌اند چون خواستند كه آن حضرت علیهاالسلام را در قبر گذارند، دو دست شبیه دست‌های رسول خدا صلی الله علیه و آله از میان قبر پیدا شد، و آن حضرت را گرفت و به قبر برد.(مناقب ابن شهر آشوب؛ 3/414 با كمی اختلاف.)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم.

مفضّل از حضرت صادق‌ علیه‌السلام سؤال نمود: فاطمه علیهاالسلام را چه كسی غسل داد؟ حضرت فرمود: امیرالمؤمنین علیه السلام غسل داد؛ زیرا كه فاطمه، صدیقه و معصومه بود، و معصوم را به غیر از معصوم غسل نمی‌دهد، چنانچه مریم را حضرت عیسی علیه السلام غسل داد.(علل الشرایع؛ ص184) از حضرت صادق علیه‌السلام پرسیدند: به چه سبب حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام، فاطمه علیهاالسلام را در شب دفن نمود؟ حضرت فرمود: برای آن كه فاطمه علیهاالسلام وصیّت كرده بود كه آن دو مرد اعرابی كه هرگز ایمان به خدا و رسول نیاورده بودند، بر او نماز نخوانند.(علل الشرایع؛ ص185) از حضرت علی علیه السلام. از علت دفن فاطمه علیهاالسلام در شب پرسیدند؟ فرمود: زیرا كه او خشمناك بود بر جماعتی و نمی‌خواست آنها بر جنازه او حاضر شوند، و حرام است بر كسی كه ولایت و محبّت آن جماعت را داشته باشد، كه بر احدی از فرزندان فاطمه نماز كند.(امالی شیخ صدوق؛ ص523)

حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روایت كرده است، هفت كس بر جنازه حضرت فاطمه علیهاالسلام نمازگزاردند: ابوذر، سلمان، مقداد، عمّاریاسر، خذیفه، عبدالله بن مسعود، و من امام ایشان بودم. (خصال؛361)

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:47 توسط زائر|

بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم علی (ع)

آن حضرت از نوادگان حضرت ابوالفضل العباس (ع) است.بقعه ايشان در محوطه اى در منطقه سرسبز و مشجر در روستاى تکيه ناوه طالقان در فاصله 55 کيلومترى شهرستان کرج واقع شده است . قدمت بقعه به عصر صفويه باز مى گردد .اين بقعه داراى ضريحى چوبى مربوط به 200 سال قبل بوده که يک ضريح فلزى نيز به آن ضميه شده است .بناي امامزاده داراى گنبدى مخروطى شکل است و اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است.پوشش داخلى گنبد سفيد کارى و ازاره آن از سنگ است .در اين بقعه زائر سرايى جهت رفاه زائرين احداث شده است

 

­بقعه متبرکه امامزاده ابراهيم (ع(

وي از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين امامزاده در مرکز روستاي کشرود طالقان در منطقه اى کوهستانى با درختان انبوه و کهنسال واقع شده است .بناى آن منفرد وفاقد الحاقات است . اين بنا فاقد گلدسته است ولي داراى گنبدى مخروطى مطابق با وضعيت معمارى منطقه است که مورد مرمت وباز سازى نيز قرار گرفته است .همچين گورستانى پيرامون امامزاده وجود دارد .اين امامزاده داراى امکانات اوليه رفاهى و آب و برق نيز هست.مرمت اين بناى تاريخى به قرن هفتم يا هشتم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزاده زکريا(ع(

نسب ايشان به امام موسى کاظم (ع) مى رسد. امامزاده در منطقه اي کوهستانى در جنوب روستاى ميراش در 11 کيلومترى غرب شهرک (مرکز طالقان )و در محوطه اى حدود 4000 متر مربع واقع شده است .اين بقعه داراى ضريح چوبى است که ارزش تاريخى دارد .گنبد آن مطابق معمارى محلى رک (مخروطي)و فاقد گلدسته است . جنب بقعه مسجدى احداث گرديده که فضاى سبز مناسبى نيز به آن اضافه شده است .اين بقعه جزو آثار تاريخى به شمار مى آيد و مربوط به هفتم يا هشتم هجرى است

 

 

بقعه متبرکه امامزاده سيد علاءالدين (ع(

وي از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .بقعه امامزاده اورازان مدفن سيد علاء الدين (ع) برادر سيد ضياءالدين است که در روستاى خچيره مدفون است .ظاهرا پس از تعقيب اين دو برادر توسط خوارج ،آن دو از يکديگر جدا شده و سيد ضياء الدين به روستاى خچيره وسيد علاء الدين به اورازان رفته و در اين مکان مدفون شده اند .بنا فاقد الحاقات جانبى و گلدسته است و قبرستانى در بخشى از محوطه امامزاده قرار دارد .

 

بقعه متبرکه امامزاده سيد ضياء الدين (ع(

او از نوادگان امام موسى کاظم (ع) است .اين بقعه در منطقه کوهستاني روستاى خچيره طالقان در فاصله 500 مترى ضلع جنوبى رودخانه شاهرود و ميان دو کوه که منظره اى بسيار زيبا را تداعى مى کند قرار گرفته است.او در زمان حيات خود به عنوان فردى با ايمان و با تقوا شهرت داشته است .بناى اين امامزاده فاقد گلدسته و داراى گنبد است و کتابخانه اى کوچک ،وضو خانه و 3 زائر سرا دارد.همچنين کف سراسر امامزاده موزائيک و بالاى آن گچ کارى شده است .قدمت اوليه بنا به قرون هفتم وهشتم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزاده مهراب (ع(

امامزاده مهراب يا مسعود (ع)از نوادگان امام موسى بن جعفر (ع) است .اين بقعه که در منطقه کوهستانى روستاى کشرود طالقان واقع گرديده فاقد گلدسته و گنبد است .مسجد چهارده معصوم ضميمه اين بقعه شده است.اين امامزاده داراى ايوان اصلى و شبستان است و قدمت اوليه آن به قرن دهم ويازدهم هجرى باز مى گردد.گورستان عمومى پيرامون آن قرارد دارد .بقعه داراي فضاى سبز مناسب است.

 

بقعه متبرکه امامزادگان موسى وسليم(ع(

اين امامزادگان يکى موسى از اعقاب امام محمد تقى (ع) و ديگري سليم از احفاد امام جعفر صادق (ع) است.اين بقعه در روستاى آسفاران و در منطقه کوهستانى طالقان در محوطه اى حدود 3000 متر با زير بناي 100 متر مربع واقع شده است .بناى اوليه بقعه متعلق به قرن هفتم يا هشتم هجرى و حرم آن داراى ضريحى چوبى است و گنبد آن اخيرا مورد مرمت قرار گرفته است .جنب بقعه مسجدى احداث گرديده و داخل حرم مرمت و سفيد کارى شده است .پيرامون بقعه را قبرستان عمومى با انبوه درختان تنومند و بلند در بر گرفته است .بنا فاقد الحاقات جانبى است ولى از امکانات اوليه و آب و برق برخوردار است .

 

بقعه متبرکه امامزاده مير سعيد (ع(

اين بقعه متعلق به قاضى مير سعيد بن سيد علاالدين الحسينى از نوادگان امام محمد باقر (ع) است.اين بقعه در يکى از زيباترين مناطق کوهستانى طالقان در ضلع غربى روستاى حسنجون و سيد آباد و در حدود 20 کيلو متري طالقان که بسيار سر سبز و خوش آب و هواست واقع شده است.اين امامزاده فاقد گلدسته،داراى گنبد و همچنين سنگ قبرى است که طبق نوشته روى آن ،ايشان در سال 926 هجرى قمرى مى زيسته است.بنا با مساحتي حدود 120 متر مربع فاقد الحاقات جانبى است و در بخشى از محوطه گورستان عمومى قرار گرفته است .ساختمان امامزاده داراى تسهيلات اوليه و آب و برق است .تاريخ اوليه بنا به قرن نهم و دهم هجرى باز مى گردد.

 

بقعه متبرکه امامزادگان محمد باقر وسيد اسماعيل (ع(

وي از نوادگان حضرت موسى کاظم (ع) است .جزينان در منطقه اي کوهستانى از توابع شهرستان طالقان واقع شده است .بقعه داراى زير بنايى حدود 100 متر ،گنبدى گلى و رک و فاقد گلدسته و ديگر الحاقات جانبى و ضريح آن چوبى است . اين امامزاده جزو آثار به ثبت رسيده است و قبرستانى عمومى در بخشى از محوطه آن قرار دارد .ساختمان امامزاده داراى امکانات اوليه و آب و برق است .

 

بقعه متبرکه امامزاده هارون (ع(

امامزاده هارون بن موسى جعفر (ع) ششمين فرزند امام هفتم (ع) است .در شرح حال ايشان آمده که در سال 160 هجرى در مدينه متولد شده و در سال 211 هجرى دار فانى را وداع گفته و در روستاى جوستان طالقان مدفون گرديده است .بقعه در 1000 محوطه اى حدود متر که پيرامون آن را درختان کهنسال بلند فرا گرفته واقع شده است .اين بقعه داراى امکانات رفاهى و کتابخانه اى مجهز و زائر سراست.و هم اکنون در حال مرمت و باز سازى . است

 

بقعه متبرکه امامزاده يوسف (ع(

وي يکى از فرزندان امام موسى کاظم (ع) به شمار مى رود .بناي بقعه ايشان در منطقه اى کوهستانى در روستاى وشته طالقان که به بادامستان نيز معروف است ، در فاصله 144 کيلومترى شهر کرج واقع گرديده و پيرامون آن را درختان بادام فرا گرفته است .از نظر معمارى ،اين بنا منفرد و بدون الحاقات و فاقد ضريح و گلدسته است .قدمت بقعه به دوره صفويه باز مي گردد . گنبد آن مخروطى يا رک و با کاشيهاى متاخر آبى رنگ کاشیکاری شده است  .اخیرا این بقعه مورد مرمت و بازسازی قرارگرفته است . 

   منابع :۱-http://shahrasar.blogfa.com

         ۲-http://www.scarecrow13.blogfa.com

         ۳-www.al-shia.com

 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:7 توسط زائر|

۱.       ماجرای فاجعه  اخیر سیل امامزاده داوود ع و قبر دسته جمعی

چندین نفر از موثقین کن و کیگا در خواب جناب امامزاده  داوود علیه السلام را می بینند که فرموده باشند : به زودی حرم را کر خواهم داد

این گونه است که مردم متوجه می شوند که عذابی در شرف نزول است

قضیه هم از این قرار بوده که تعدادی از اراذل در حریم امامزاده به نوشیدن مسکرات مشغول شده بودند و در حال مستی به ایشان اهانت هم نموده بودند.

یکی از اهالی برای نگارنده عینا نقل کرده که در حوالی سال های 35 به بعد از قضیه را دیده که در حالی که به نخود چینی مشغول بوده یک ابر کوچکی به بالای امامزاده می رود و شروع به بارش می کند و این گونه کیگا دچار یک سیل سهمگین می شود.

اهالی همچنین نقل می کنند گروهی برای در امان بودن از عذاب بالای کوه می روند و گروهی به داخل امامزاده می روند اما سیل بی امان تر از این حرفها بوده است.

 امامزاده شعیب میزبان قبور دسته جمعی( بعضی از اعضای بدن) کشته شدگان این فاجعه است.

در این فاجعه امامزاده ویران شده و بدن مردم با جریان شدید آب رودخانه کن با برخورد به تخته سنگها فاصله 30 کیلومتری را طی می کندو تا مدتی پس از این واقعه ،  از حاشیه بندهای کشاورزی کن و اطراف اعضا ی  بدن جمع آوری می کردند که همراه آب به پایین رسیده بودند.

تنها بدن سالمی که به پایین می آید در حالی که تکه تکه نشده بوده بدن مادر و فرزندی بوده که در یکی از قالی های امامزاده پیچیده شده بودند که پس از مرگ متلاشی نشده و در کنار کن متوقف شده بودند. 

 

در کتبی که در ذکر کرامات و تاریخ امامزاده داوود علیه السلام نوشته شده نیز این واقعه به اختلاف ذکر شده و آنچه مسلم است سیلی در دهه 30حرم را ویران و مردم زیادی به قتل رسیدند.

۲.       امامزاده مفقود المقبره محمود ع  در   کشار سفلی

 

کشار بالا گرچه به واسطه مهاجرت گروهی از اصفهانیهای سنگ تراش بقول مادر بزرگ کشار که اکنون حدود 105 تا 110 سال دارد (مش صغری اصفهانی) ایجاد شده اما کشار پایین که دره ای تنگ و صعب الزرع است از قدیم موجود بوده است.

کشار پائینی ها معتقدند که امامزاده محمود نامی، از تعقیب دشمنان به کوه و درختی پناه می برد و در این نقطه نیز در دل درخت یا کوه پنهان می شود.

بعضی از آنها حتی برای او مقام غیبت قائلند اما اکثرا قبر او را در چشمه معجزه می دانند که آب آن در سرما گرم و در گرما سرد و زمهریر است.

حتی بعضی از کشاری ها به واقعه ای اشاره می کنند که در آن در گذشته ای نه چندان دور به واسطه دفن اولاد نامشروع سقط شده در چشمه مدتها چشمه خشک شده و پس از خواب نمای اهالی توسط این امامزاده و در آوردن این بچه از بستر چشمه دوباره چشمه می جوشد.

 

۳.       فتیر حاج کرم پادشا

 

عجیب ترین مراسم نذری که در کشار بالا و پائین نظیرش را دیده ام نذری فتیر است که یکی از واجبات آن نقل قضیه کرامت فتیر و هشدار نسبت به بی توجهی نسبت به آن است.

فتیر یک نوع خوردنی از خمیر عادی است که بجای تنور در یک ماهی تابه بدون روغن سرخ می شود و سپس به ریز ترین قطعات تکه تکه شده و در مایعی از شکر و آب وگلاب و هل دم می شود.

شعله زیری آن خیلی کم است و شعله روی دیگچه از پنبه هایی است که رشته رشته به نیت مراد یافتن بر روی در دیگ آتش می زنند.

نقل حاج کرم پادشا نیز دارای قصه ای ایست خیلی مفصل که تعریف آن به زبان کشاری وقت زیادی می طلبد اما مضمون آن بشرح ذیل است:

زن وشهر فقیر و هیزم شکنی در  شهری که حاج کرم بر آن حکم می رانده برای حل مشکلات خود برای حضرت زهرا علیها سلام فتیر نذر می کنند و به حاجت می رسند.

وقتی فتیر رای برای حاکم می برند از روی استهزا به آن تمسخر می کند .

به زودی در سفری که حاج کرم به دریا می رود دچار دردسر می شود و وقتی از مرگ نجات پیدا می کند در ساحل بجای یک آدمکش دستگیر می شود و به فلاکت و بدبختی می افتد.

در زندان از نذر فتیر با خبر شده و با اعتقاد آن را نذر و اجرا می کند و به همین سبب نجات پیدا کرده و تخت حکومت را باز می یابد و این نذر را عمومی می کند و به همین دلیل به فتیر حاج کرم پادشا معروف می شود.

این نقل را باید قبل از هر چیزی  برای درست کردن فتیر توسط یکی از موسفیدان بطور کامل گفته شود

.

۴.       نبش قبر امامزاده

 

یکی از اشراف کن که شنیده بوده در قبر یکی از امامزاده ها پول و طلاست شبی به حفر آن می پردازد و لیکن چیزی نمی یابد .

کنی ها با اسم و ادرس می گویند به زودی این ملاک ثروتمند به فلاکت و بدبختی افتاده است.

 

۵.       علم نظر کرده بالون

 

در حسینیه محله بالون ضریحی است که پشت آن یک تیغه تماما نقره علم است که مردم به کرامت شده بر آن اعتقاد زیادی دارند.

در ایام تاسوعا و عاشورا این تیغه را از ضریح بیرون آورده و در میان حسینیه نصب می کنند و مردم از نزدیک آن را زیارت می کنند و از آب متبرک شده به سر تیغه به نیت شفا می آشامند. در این تیغه مقدار قابل توجهی طلا نیز به کار برده شده و شاید از آثار دوره قاجار باشد،مایه این اعتقاد در اینجاست که تیغه قدیمی که نقره ای نیز بوده چندین بار مورد حسد سایر کنی ها یا سایر جاها قرار گرفته و دزدیده شده و و درکاهدان ها پنهان شده بوده است.

سارقین و مردم در کمال تعجب دیده اند که هر بار این تیغه دزدیده شده به زودی بدون دخالت کسی به محل خود برگشته و باعث حیرت مردم گردیده است.

 

نوشته شده در دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:4 توسط زائر|


آخرين مطالب
» عکسی دیدنی از حرم بانوی کربلا
» حرم بانو رقیه در سوریه
» کعبه مکرمه
» یک مسیحی در حرم
» گزارشی استثنایی از فضای داخل کعبه معظمه
» قدم جای امام علی (ع) قرقیزستان
» جنه المعلا
» توسعه سوال بر انگیز حرم
» کلید کعبه
» قاری ایرانی درون کعبه معظم

Design By : Pichak